مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩١ - فضیلت و رذیلت
فضیلت و رذیلت
شیخ مثالهایی اخلاقی نیز ذکر میکند. در علم اخلاق این حرف از ارسطو رسیده است که «اخلاق فاضله حد وسط میان دو خلق افراط و تفریط است» و اصلی درست کردهاند که تمام صفات اخلاقی تحت «عدالت» جمع میشوند. این امر در کتب اخلاقی قدیمی خودمان که اخلاق فلسفی را بیان میکنند آمده است، نه کتب اخلاقی عرفانی یا حدیثی؛ البته کتب اخلاقی فلسفی مثل طهارة الأعراق ابن مسکویه و جامع السعادات نراقی که بر همان اساس، ملکات اخلاقی را تحلیل کردهاند. پس اینها مدعی هستند که تمام صفات اخلاقی تحت عدالت جمع میشوند، به این معنا که- همان طور که ارسطو گفته- هر قوهای از قوا یک حد اعتدالی دارد که باید در آن حد اعتدال خودش باقی بماند؛ اگر از آن حد اعتدال زیادتر برود افراط است و کمتر از آن تفریط؛ و در هر دو صورت، صفت رذیلت است؛ و در حد وسط صفت فضیلت است.
مثلًا شما «شجاعت» را فرض کنید. میگوید این صفت حد وسط است میان «تهوّر»- که افراط است در القاء نفس به مهالک- و «جبن». هم تهور رذیلت است و هم جبن. یا مثلًا عفت. میگوید «عفت» حد وسط و حد اعتدال است میان «شره»- که افراط در شهوترانی است- و «خمود». بنابراین، اینها میخواهند هر صفت فاضلهای را برگردانند به حد وسطی میان افراط یک قوه و تفریط همان قوه. البته در این جاها ما گاهی به صفاتی برخورد میکنیم که معلوم نیست آن صفات را آیا با حد وسط میتوان توجیه کرد یا نه؛ و این خود در بعضی از موارد مسألهای است. قبلًا افلاطون چنین حرفی را در باب عدالت گفته بود ولی او عدالت را به معنای موزونیت مجموع قوای انسان به کار برده بود؛ یعنی برای هر قوهای نسبت به قوه دیگر حقّی قائل شده و گفته است که عدالت عبارت است از اینکه هر قوهای به آن حق و بهرهای که دارد- نه کمتر و نه بیشتر- برسد. آنوقت عدالت را صفت مجموع قوا گرفته است. ولی در این تعبیر ارسطو هر قوهای خودش یا عادل است یا عادل نیست. این، اساس این سخنان در علم اخلاق بوده است.
ایراد گرفتهاند که در میان صفات اخلاقی، تضادی برقرار است؛ در حالی که آن تضادی که در علم اخلاق میگویند با آنچه که در فلسفه تعریف میکنند که دو صفتی