مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٢ - مسئله تشکیک در وجود
ذهنی و هم در وجود عینی نیازمند به ماده است، یعنی بدون ماده نه در خارج وجود دارد و نه قابل تصور است؛ و آنچه در ریاضیات مورد بحث است، در وجود عینی نیازمند به ماده است ولی در وجود ذهنی نیازمند به ماده نیست یعنی ذهن میتواند آنها را از ماده تجرید کند؛ و آنچه در الهیات مورد بحث واقع میشود، نه در وجود عینی نیازمند به ماده است و نه در وجود ذهنی، مثل وحدت؛ یعنی امکان این هست که وجود غیر مادی داشته باشد، کما اینکه امکان دارد وجود مادی داشته باشد؛ و در تصورش هم قهراً به طریق اولی بینیاز از ماده است.
و أما العلم الطبیعی فیبتدی من حیز الجسم و الصورة الغیر المفارقة من الموجودات.
و اما علوم طبیعی از ناحیه جسم شروع میشود. اول طبیعیات این است که درباره «حقیقت جسم» بحث میکنند و درباره «صورت غیر مفارقه از موجودات» یعنی صورت جسمیه و صورت نوعیه و نفس و امثال اینها بحث میکنند.
و یبحث عن أحوالها و هی من باب الکیف و الکمّ و الأین و الوضع و الفعل و الانفعال.
و احوال آن عبارتند از: کیف و کمّ و أین و وضع و فعل و انفعال.
و علم الاخلاق یبتدئ من نوع من أحوال الحال و الملکة التی هی من مقولة الکیف.
علم اخلاق از باب حال و ملکه شروع میشود. کیفیات نفسانی انسان اگر در نفس رسوخ کرده باشد میگویند «ملکه» است، و اگر زود گذر و زایل شدنی باشد به آن «حال» میگویند. این است که در اخلاق در مورد صفات انسان، و اینکه کدام صفت حال است و کدام ملکه، و اینکه اگر حال بخواهد تبدیل به ملکه بشود چه باید کرد، و اینکه ملکه خوب و بد کدامند، بحث میکنند. پس این هم به یک معنی در باب کیفیات بحث میکند.
باز میرسد به حرف اولش که مسأله تقدم و تأخر است:
و ما کان من الاعراض قارّا فهو قبل ما کان منها غیر قارّ، و ما کان من غیر القار و وجوده بتوسط قار فهو قبل الذی یوجد منه بتوسط الغیر القار؛ و الذی یوجد منه بتوسط الغیر القار فهو الزمان و المتی.