مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٩ - حرکت و توجیه ثبات بنا بر اصالت وجود
نیست، تا کسی خیال نکند که اصل امتناع اجتماع نقیضینی که منطقیین گفتهاند دیگر از میان رفته است. میگوید اینکه در حرکت، وجود و عدم هم آغوش یکدیگرند، [مقصود از «عدم»] عدم نقیض نیست، هر کسی که چنین خیال کند آن را نشناخته است. پس با توجه به این بیانات و با گیر نکردن در آن مضایق و حل کردن اشکال، ملاصدرا پذیرفته است که در وجود سیلانی وجود و عدم با یکدیگر جمع شدهاند- که ما عباراتش را در همان مقاله نقل کردهایم- ولی میگوید: اشتباه نکنید، این عدم نقیض نیست. آن عدمی که در منطق آن را «رفع شئ» میدانند و جمع آن را [با وجود] محال میدانند، این عدم نیست.
بنابراین فلسفه ما به مسأله حرکت رسیده و در این مورد با فلسفه غرب تلاقی کرده است، ولی استنباطات خیلی متفاوت شده است. هر دو به این مسأله رسیدهاند که اگر بخواهیم حرکت را توجیه کنیم خیلی از حرفهای گذشتگان قابل توجیه نیست.
ولی آن یکی برای توجیه حرکت گفته است وجود و عدم، به همان معنای متناقضین، با یکدیگر جمع میشوند و اصل هوهویت غلط است؛ و این رسیده به اینکه اصالت ماهیت غلط است و با اصالت ماهیت، حرکت به هیچ وجه قابل توجیه نیست، و اصالت وجود درست است و وجود در حقیقت خودش دو مرتبه دارد: مرتبهای از وجود مرتبه ثابت است که مساوی با وجود مجرد است [١]، [و مرتبه دیگر مرتبه سیال.] وجود در ذات خود یا ثابت است یا سیال و حرکتها و سکونها در طبیعت همیشه نسبیاند. در اینجا- در باب سکونها- علامه طباطبائی یک بیان خیلی عالی و لطیفی دارند که در کلمات ملاصدرا نیست و ایشان در رسالهای که در این مورد دارد در مسأله سکونها مطرح کرده است [٢].
[١]. وجود ثابت یعنی وجود مجرد، نه وجود ساکن. امروزیها بین ثابت و ساکن هم فرق نمیگذارند و ثابت را با ساکن یکی میگیرند. ثابت آن است که امکان حرکت هم ندارد، بالقوه هم نمیتواند متحرک باشد. شأنش حرکت نیست. ذات واجب تعالی وجودش ثابت است ولی ساکن نیست. عقول، وجودات ثابته هستند نه ساکنه. آن موجودی را «ساکن» میگوییم که له أن یتحرک و لا یتحرک. به این کتاب میتوانیم «ساکن» بگوییم چون امکان حرکت در آن هست، حرکتی که در قوهاش هست ولی الآن فعلیت پیدا نکرده است.[٢]. [اشاره است به نظریه «حرکت در حرکت» مرحوم علامه طباطبائی که بر طبق آن مرحوم علّامه بر اساس پیگیری نتایج بحث حرکت جوهریه، معتقدند که حرکت در همه مقولات جریان دارد و سکون امر نسبی است و در مقولاتی که حرکات عرضی وجود دارد، حرکت در حرکت است.]