مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٦ - تقسیم حرکات به قسری و طبعی
روی طبیعت اعمال میکند همین جور که یک صنعتگر در صنع انسانی غایت خودش را روی طبیعت پیاده میکند؛ یعنی صنع الهی را به صنع انسانی قیاس میکنند.
ولی تصویر فلاسفه الهی این است که خود طبیعت غایت دارد. حالا آیا در ذات طبیعت شعوری وجود دارد یا اصلًا شعوری در آن نیست و طبیعت مسخّر یک امر ماورای خودش است و این که مسخر است خودش دارای غایت است نه اینکه خودش دارای غایت نیست، به هر حال تصویر فلاسفه الهی این است که: خود طبیعت به سوی غایتی حرکت میکند و آنچه پیدا میشود غایت خود طبیعت است. مثلًا آن نطفهای که در رحم قرار میگیرد، در وجود آن نطفه و در ذات او حرکت به سوی «انسان» نهفته است؛ یعنی از اول حرکتش جهت دار است؛ اصلًا این دارد میشتابد به سوی انسان شدن؛ در خود او این میل به سوی انسان شدن وجود دارد. این، نظریه حکمای الهی است.
نظریه طبیعیون این است که هیچکدام از اینها نیست. نه یک قوه مافوق طبیعت است که اهداف خودش را روی طبیعت پیاده کند و نه طبیعت خودش هدف دارد. حالا اگر قول اتفاقیون را بگوییم باید بگوییم تصادفا موجودات به وجود میآیند. ولی امروزیها دیگر کلمه «اتفاق» را نمیآورند، میگویند «نظام جبری طبیعت»؛ یعنی لازمه حرکات جبری و بلا غایت طبیعت پیدا شدن همین چیزهایی است که شما آنها را «غایات» مینامید یعنی همان چیزی است که شما آنها را در قدیم «ضرورت» میگفتید و نه «غایت».
تقسیم حرکات به قسری و طبعی
مطلب دیگری که شیخ میگوید، در مورد تقسیم حرکات به حرکات طبیعی و ارادی، و تقسیم حرکات طبیعی به طبعی و قسری است. در مورد حرکت ارادی، اصطلاح نیست که آن را به قسری و غیر قسری تقسیم کنند ولی در همان جا هم تقسیم قسری و غیر قسری میآید؛ اگر بخواهند تقسیم کنند تقسیم غلطی نیست.
اینها یک مطلبی در باب حرکات صادر کردند به این صورت که حرکت ارادی حرکتی است که منشئش شعور و اراده باشد، و حرکت طبیعی حرکتی است که منشئش خواست و شعور و اراده نیست؛ و آنگاه حرکت طبیعی را به دو قسم طبعی و