مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٩ - اشاره ای به فصل اثبات ماده و بیان ماهیت صورت جسمانی
است در فعل (ذاتا در اصل وجود بینیاز است ولی در کار و فعالیت نیازمند است) اصطلاحا به او «نفس» میگوییم.
و اما اگر بینیاز از ماده نباشد، یا خودش عین ماده است یا حالّ در ماده، و یا مرکب است از حالّ و محلّ هر دو. اگر عین ماده باشد به او میگوییم «هیولی»، و اگر حالّ در ماده باشد به او میگوییم «صورت»، و مجموع اینها را میگوییم «جسم».
البته اینجا سؤال مهمی باقی میماند که: مجموع که دیگر چیز علیحده نباید باشد. شما اگر قائل به ماده هستید و او را یک جوهر میدانید و صورت را هم یک جوهر دیگر میدانید، دیگر مجموع ایندو که یک جوهر جدا نباید حساب بشود؛ چون «مجموع» امر اعتباری است. اینها بعد گفته میشود که نه، اینطور نیست چون این به دو اعتبار است: ماده به یک اعتبار یک جوهر است و صورت به یک اعتبار جوهر دیگر- یعنی دو جوهر- و به اعتبار دیگر مجموع ماده و صورت یک جوهرند، که همان اعتباری است که بعدها خواهیم گفت اعتبار لا بشرطیت و بشرط لائیت است، که این را بعد وارد میشویم.
اشاره ای به فصل اثبات ماده و بیان ماهیت صورت جسمانی
عنوان فصل شامل دو مطلب است: یکی اثبات ماده به وسیله برهان- که البته «ماده» در اصطلاح فلسفه با «ماده» در اصطلاح علوم طبیعی متفاوت است و ماده به معنای دوم نیازمند به اثبات نیست- و دیگر بیان ماهیت صورت جسمیه یعنی تعریف آن.
ماده به یک معنا مورد اتفاق همه مسلکهاست و آن این است که مقصود از ماده «حامل استعداد» باشد. حالا نمیدانم ماده ترجمه کدام لغت یونانی است؛ ولی در ترجمه عربی از کلمه «مدّ» به معنای کشیدن گرفته شده است. ماده یعنی آن چیزی که قابل کشیدن و کشش است. مثلًا آبی که از چشمهای از زمین میجوشد، فقها میگویند دو قسم است: یکی آبی که مادّه دارد، و دیگر آبی که ماده ندارد. آبی که ماده دارد، یعنی اگر از آن برندارید همین طور هست ولی اگر مقداری از آن را بردارید جایش پر میشود و اگر دوباره بردارید دوباره جایش پر میشود. مثلًا آب چاه اینطور است که اگر آن را خالی کنید دو مرتبه پر میشود.