مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١ - سعادت و رضایت
یکی از شرایط نیل به سعادت این است که انسان آرزوهای خود را ضبط و کنترل کند و چیزهایی را آرزو کند که حداکثر خوشی و سعادت او را تأمین کند. ارتباط «سعادت» و «آرزو» این است که آرزو شرط رسیدن به سعادت است؛ یعنی آرزو برای این جهت به انسان داده شده که او را به حرکت درآورد و به دنبال گمشده سعادت بکشاند. آرزو قوه محرکه ماشین وجود انسان است، نه اینکه سعادت عین نیل به آرزوست و دنبال سعادت رفتن همان دنبال آرزوها رفتن است و خود آن آرزوها آزادند که به هر طرف کشیده شوند و وظیفه انسان فقط پیروی از آنهاست.
آرزو مانند مرکب سواری است که هم باید از نیروی آن استفاده کرد و به وسیله آن مسافتها را زیر پا گذاشت و هم باید آن را ضبط و هدایت و کنترل کرد. آرزوها را باید نظم داد و جلوی پخش شدن و دور و دراز شدن آن را باید گرفت و در مقابل باید سطح آرزو را بالا برد؛ یعنی از طول و عرض آرزو باید کاست و بر ارتفاع آن باید افزود.
ثانیاً پیدایش آرزو تابع میزان فهم و اطّلاع انسان است. ممکن است امور زیادی باشند که سعادت بخش باشند اما انسان به واسطه نشناختن و آشنا نبودن با آنها، آنها را هرگز آرزو نمیکند و نمیخواهد. مثلًا یک طفل از آن نظر که علم را نمیشناسد و به فوائد آن آگاه نیست هرگز آن را آرزو نمیکند، آیا میتوان گفت چون سعادت نیل به آرزوست و طفل یا وحشی آرزوی علم ندارد پس علم برای او سعادت نیست؟! بسیاری از چیزها را انسان آرزو میکند و سعادت نیست، و بسیاری از چیزها را آرزو نمیکند در حالی که سعادت اوست.
سعادت و رضایت
بعضی چنین تصور کردهاند که سعادت عبارت است از اینکه انسان دارای اوضاع و احوالی بشود که از آنچه دارد کمال رضایت و خشنودی داشته باشد؛ کمال سعادت کمال رضایت است.
«رضایت» با «آرزو» این تفاوت را دارد که آرزو با آینده بستگی دارد و رضایت با وضع حاضر. از این رو ایرادی که در مورد آرزو گفته شد در مورد رضایت جاری نیست؛ یعنی آرزو تخلّف بردار و پشیمانی پذیر است و ممکن است انسان چیزی را آرزو کند که در عمل موجب خوشی و آسایش او نباشد، امّا رضایت تخلّف بردار و