مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٧ - مثل افلاطونی
کلی که در ذهن ماست همان انسانهای جزئی هستند که ذهن این صورت کلی را از همان صورتهای جزئی تجرید کرده است، نه اینکه ذهن همان طور که زید را مستقیماً از خارج گرفته است صورت انسان کلی را هم مستقیما از یک خارج دیگر گرفته است که جنبه ماورائی دارد.
شیخ میگوید این حرفها به افلاطون معروف است (کان المعروف بأفلاطون و معلّمه سقراط یفرطان فی هذا الرأی) [١]. شیخ همیشه افلاطون را تحقیر کرده یعنی به او عقیدهای ندارد. نمیگوید این دو نفر معتقد به این عقیده بودند؛ میگوید اینها به صورت افراط به این عقیده گرایش پیدا کردند. بعد شیخ در ابتدای همین فصل به تفصیل به نقد این نظریه میپردازد و میگوید بعضی از اینها معتقدند که صور جوهرهای طبیعی چنینند که هم افرادی در طبیعت دارند و هم یک کلی در عالم دیگر.
مثل انسان. فی الوجود انسانان: انسان جزئی فانی و انسان کلّی. بعضی دیگر این نظر را درباره تعلیمیات یعنی امور ریاضی داشتهاند. بنا به توجیه شیخ، اینها فکر میکردند و میدیدند که امور ریاضی را میشود از موادشان تجرید کرد، زیرا امور ریاضی اگر چه از نظر وجود به ماده احتیاج دارند- یعنی بدون اینکه مادهای باشد و جسمی باشد امور ریاضی غیر قابل تحقق است، مثلًا نمیشود خطی یا زاویهای و سطحی وجود داشته باشد بدون اینکه جسمی باشد- ولی از نظر ذهنی و از نظر تعریف و از نظر تعلیم از ماده و جسم بینیازند؛ یعنی میشود اینها را تعریف کرد بدون اینکه در این تعریفها احتیاجی به گنجاندن ماده و طبیعت باشد. بعد همین سبب شده که اینها قائل شوند که امور ریاضی هم حقایقی دارند در عالم دیگر که آنچه در اینجا وجود دارد شبحی است
[١].- مثل اینکه شیخ در اواخر عمر رسالهای در این باره نوشته [که با این نظر تفاوت دارد].
استاد: ولی نه، در همین اشارات هم که آخرین کتابش هست، شیخ خیلی تحقیر کرده.
- ولی رسالهای هست.
استاد: من ندیدهام. رساله چیست؟ چاپ شده یا نه؟
- چاپ شده.
استاد: شما دارید؟ پس آن را ببینم. آیا آن را در فهرست مصنفات ابن سینا معتبر میدانند یا نه؟
- یک چیزی هم به نام «رساله عشق» چاپ کردهاند.
استاد: رساله عشقش را من دیدهام که در یک قطع خیلی بزرگ چاپ کردهاند. در آنجا هم هست. البته شیخ در اشارات در نظریه «اتحاد عاقل و معقول» به فرفوریوس پرداخته نه به افلاطون؛ و در اینکه شیخ در اواخر عمرش تمایلی به عرفان و اشراق پیدا کرده شکی نیست، که در همان اواخر اشارات این مطلب را نشان میدهد.