مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٧ - کارهای فلسفه
کارهای فلسفه
اصولًا فلسفه چند کار میکند. از کارهای فلسفه یکی اثبات وجود ماهیاتی است که مشکوک الوجود است، مثل اینکه ماده وجود دارد یا نه؟ صورت وجود دارد یا نه؟ دوم بیان ماهیت اشیاء محقق الوجود است؛ یعنی یک شیء که میدانیم وجود دارد میگوییم ماهیتش و تعریفش چیست؟ البته یک سلسله مسائلی داریم که احکام «موجود بماهو موجود» بود که آن هم در جای خود مطرح میشود. مجموع مسائل فلسفه در این سه قسمت خلاصه میشود. آنچه که کار فلسفه است و با مسائل هیچ علم دیگری خویشاوندی ندارد و با همه بیگانگی دارد ولی میان خودشان نوعی یگانگی است، منقسم به سه قسم میشود:
١. یا اثبات وجود اشیاء است، که علّامه طباطبائی در اصول فلسفه فقط به همین یکی تکیه کردهاند.
٢. یا بیان ماهیت اشیاء است آنجایی که اشیاء وجودشان مشخّص است و ماهیتشان نامشخّص.
٣. و یا اصلًا نه اثبات وجود اشیاء است و نه بیان ماهیت اشیاء، بلکه بیان احکام «موجود بماهو موجود» است، [بحث درباره اموری است که] به منزله عوارض موجود بماهو موجود است، مثل علیت و معلولیت، وحدت و کثرت و ...
در اینجا ما در باب صورت از باب اینکه صورت را مفروض الوجود گرفتهایم فقط نیاز به تعریف داریم ولی ماده را که هنوز اثبات وجودش را نکردهایم، اثبات وجود برایش میکنیم، لهذا فصل ما عنوانش این است: «فی اثبات المادة و بیان ماهیة الصورة الجسمیة». نمیگوید: «فی اثبات المادة و فی اثبات الصورة الجسمیة» چون وجود صورت جسمیه را مفروض گرفته است. اگر حرف متکلمین را طرح میکرد باید آن را اثبات میکرد، ولی آن را مفروض گرفتیم.
حالا ما اول- به خلاف ترتیبی که در عنوان بحث است- بیان ماهیت صورت جسمیه را میکنیم و بعد میرویم به اثبات ماده.