مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٩ - تخلخل و تکاثف در کل عالم طبیعت
کار را کرد، ولی به هر حال یک کار عملی و شدنی است [١]. این در اجزاء عالم.
تخلخل و تکاثف در کل عالم طبیعت
البته یک مسأله دیگری هم هست و آن یک نظریهای است که آیا در کل عالم تخلخل هست و یا تخلخل نیست؟ نه در یک جزء خاص، در کل عالم. این باز مبتنی بر
[١]. سؤال: آیا توپی که باد میکنند نیز همین طور است؟
استاد: نه، این فرق میکند.
- آیا در تکاثف تداخل پیش نمیآید؟
استاد: نه، تداخل محال است. تداخل این است که آن اولی باقی باشد و یک امر دیگری بیاید جای او را بگیرد، یعنی در همان جا که او وجود دارد او هم جا داشته باشد. فرض کنید به حجم این کتاب ما هوا داریم؛ «تداخل» این است که بدون اینکه حجمش کم بشود، به همین حجم باقی بماند و ما همین مقدار هوای دیگر بیاوریم که آن هوا در همان جا که این جا دارد جا بگیرد؛ یعنی اگر دو هوا در یک مکان جا بگیرد این میشود تداخل. ولی «تکاثف» معنایش این است که اگر هوایی هم فرض کنید از بیرون میآید، به هر نسبت که از بیرون بیاید هوای داخل کوچک میشود، حجم این کوچک میشود و جا برای او باز میشود.
سؤال: اجزاء خودشان تداخل پیدا میکنند؟ حجمی که کوچک میشود چگونه کوچک میشود؟
استاد: ببینید! تکاثف معنایش این است که حجم کوچک بشود بدون اینکه چیزی از او برداشته شود. شما میگویید در عین اینکه باقی است چگونه کوچک میشود؟ میگویند واقعیت ماده را حجمش تشکیل نمیدهد، حجم برای او مقدار است، یک امر عارضی است. اینها میگویند حجم غیر از واقعیت جسم است؛ واقعیت جسم یک چیز است؛ مقدار حجم آن چیز دیگری؛ این وقتی کم میشود در واقع خودش کم نشده، مقدارش کم شده.
سؤال: راجع به میخ و دیوار، این مسئله تداخل در آنجا هم صدق میکند؟
استاد: نه، قدما هم قبول داشتند که در اینجور چیزها خلل و فرج هست. میخی را اگر مثلًا ما به چوبی فرو میکنیم بدون اینکه حجم چوب زیادتر بشود در حالی که میخ هم داخل او شده است، بدین صورت است که این چوب جاهای خالی دارد، و لهذا کوبیدهتر میشود یعنی بیشتر همدیگر را میگیرند. یک شوخی بکنیم [استاد با خنده] مثل مجالس علما میشود. مجالس علما اینجور است. شما میبینید یک عده نشستهاند و فرض کنید یک زاویهای را پر کردهاند. یک نفر دیگر آمد، فرق نکرد. یک نفر دیگر آمد باز هم فرق نکرد. این برای آن است که میآیند بر همدیگر فشار میآورند. یک وقت باز نشستهاند و بین دست و پهلوی هر نفر فاصله هست، ولی وقتی فشار میآید از عرضشان به اصطلاح کم میشود. این هم همین طور است. یا مثلًا فرض کنید یک کسی کمربند به کمر خودش میبندد؛ اگر شما کمر او را با یک متر اندازه بگیرید میبینید ٨٠ سانتیمتر است؛ بعد یک کمربند میبندد و ٧٠ سانتیمتر میشود؛ این فشار میآورد، وقتی که فشار آورد یک مقدار به طرف تو جمع میشود و یک مقدار مثلًا به طرف بالا میرود. این را تخلخل و تکاثف نمیگویند، تخلخل و تکاثف که اینها میگویند به عنوان یک حقیقتی است که در عالم هست.
سؤال: آیا تخلخل و تکاثف حقیقی در علوم امروز مورد توجه هست؟