مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٦ - فصل (٢) فی اثبات المادة و بیان ماهیة الصورة الجسمیة
را عجالتا مطرح نکرده و فقط تکیهاش بر این دو نظریه دیگر است که هر دو بر این اساس است که جسم همین جوری که ما میبینیم یک وحدت واقعی دارد. در اینجا نظر مشّائین و شیخ اشراق متفاوت میشود. از نظر شیخ اشراق دو چیز نیست، صورتی و مادهای، بلکه یک چیز است و اگر «ماده» هم میگوییم، به خود همین جسم میگوییم «ماده» [١].
اما مشّائین میگویند جسم مرکب از دو جوهر دیگر است: ماده و صورت. این هر دو گروه در باب وجود آنچه که آن را «صورت جسمیه» مینامند وحدت نظر دارند، منتها اشراقی میگوید جسم جز همین صورت جسمیه چیزی نیست؛ و مشّائی میگوید صورت جسمیه جزء واقعیت جسم است و جزء دیگرش ماده است.
در اینجا چون نظریات دیگر را مطرح نکردیم تنها با نظریه مخالف مشّائی میخواهیم بحث کنیم و دیگر در مقام اثبات «صورت جسمیه» نیستیم. اگر نظریه ذیمقراطیس و متکلمین- بالاخص نظریه متکلمین- را بحث کرده بودیم آنها قائل به صورت جسمیه نیستند، آنها میگویند جسم همین مجموعه است و هر جزء هم خودش بعد ندارد. البته ذیمقراطیس که میگوید: «هر واحدی از اجزاء خودش دارای ابعاد است» از نظر او هر واحدی صورت جسمیه جدا از خودش دارد؛ یعنی همین صورت جسمیه مشّائین به هر واحدی از واحدهای ذیمقراطیس قابل انطباق است. ولی بنا بر نظریه متکلمین صورت جسمیه امری موهوم است؛ واقعیت، ذرات بی بعد است؛ از مجموعه ذرات واقعی، به حس ما چیزی به نام «صورت جسمیه» درمیآید که دارای طول و عرض و عمق است، ولی در واقع چنین چیزی وجود ندارد [٢].
اگر ما نظریه متکلمین را مطرح کرده بودیم مجبور بودیم که در مقام اثبات صورت جسمیه هم برآییم ولی کأنّه بطلان آن را مفروض و وجود صورت جسمیه را محرز گرفتهایم. در مقام اثبات صورت جسمیه نیستیم ولی باید در مقام بیان ماهیت آن باشیم.
[١]. سؤال: پس شیخ اشراق قائل به سه جوهر است؟
استاد: بله، چون ماده و صورت جدای از جسم نیستند؛ پس به سه جوهر قائل است.
[٢]. سؤال: مبنای نظریه لایب نیتس همان مبنای نظریه متکلمین است؟استاد: لایب نیتس ذرات را روحی میداند، ولی متکلمین روحی نمیدانند یعنی ذی وضع میدانند، مادی به معنای ذی وضع میدانند؛ سایر خواص ماده را قائل نیستند ولی ذی وضع بودن را برایش قائلند.