مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٨ - نحوه پیدایش کلّی در ذهن
برای تقویت خود نوعی و انسانی است. این حرف خیلی مشهور شده است که به اصطلاح میخواهد هم فلسفه، هم اخلاق و هم مذهب را داشته باشد.
این سخن بیپایهترین نظر درباره کلّی است.
در باب کلی، شیخ گفت این نظریات قابل فرض است:
١. یکی اینکه کلّی وجود مستقل از افراد داشته باشد که گفت برای این نظر اصلًا قائلی نیست.
٢. کلّی در خارج وجود ندارد.
٣. کلّی وجود دارد با افراد، مثل دریا و امواج.
٤. کلّی دو خود دارد.
باید پرسید مقصود از «فرد» چیست؟ آیا میان فرد و کلّی در خارج عینیتی هست یا نه؟ یا باید بگوییم که کلّی در خارج وجود ندارد یا دارد؛ اگر وجود داشته باشد او همان فرد است. اصلا فرد یعنی وجود عینی کلّی.
بعد میآییم سراغ اشتراک دو «من» یا «من» ها. این اشتراک ذهنی است. حرف آقایان جامع همه مفاسد در مسأله است، هم دارای مفاسد قول رجل همدانی است و هم قول کسانی که قائل به وجود کلّی جدای از فردند (رجل همدانی میخواست بگوید در عین کثرت وحدت است). بلی یک چیز هست، یک وقت انسان خود را در مقام نازل تصوّر و درک میکند و یک وقت آن من شریف را درک میکند، که در این مقام تنازع نیست، تنازع در این مراحل پایین است (آن مرحله، مرحله «نفخت فیه من روحی» است).
نحوه پیدایش کلّی در ذهن
شیخ بعد به یک مسأله دیگر اشاره میکند و آن اینکه کلّی چگونه در ذهن پیدا میشود؟ چطور صورتی در ذهن قابل صدق بر کثیرین میشود؟ جواب میدهد: مانعی ندارد که چیزی از یک جهت شخصی باشد و از جهت دیگر قابل انطباق بر کثیرین باشد، مثل اینکه یک قالب داشته باشیم [که وجودش نسبت به خود قالب، شخصی است و نسبت به افراد، قابل انطباق بر کثیرین.]
این، سخن نادرستی است زیرا اوّلًا، مسأله را نقض میکنیم به اینکه: مثلًا عکس