مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٤ - فصل (٣) فی أن الصورة الجسمیة مقارنة للمادة فی جمیع الاجسام عموما
دارد در بعضی جاها ندارد، در یک زمان دارد در یک زمان دیگر ندارد؛ یعنی این اساساً ذاتیاش است؛ یعنی این نحوه وجودش است، جز به این نحوه وجود نمیتواند موجود باشد. این است که بحث راجع به اینکه «صورت منفک از ماده نیست» را به همین اقتصار در این چند سطر بیان میکنند که در کتابهای دیگر تحت عنوان «فی أن الهیولی لاتتجرّد عن الصورة» یا «فی أن الصورة (مثلًا) لا ینفک عن الهیولی» یا تحت عنوان «تلازم ماده و صورت» ذکر میکنند. «تلازم» که میگویند از دو طرف میگویند یعنی هر صورتی مستلزم وجود ماده است و هر مادهای مستلزم وجود صورت است.
در ناحیه صورت، شیخ به همین اختصار گذرانده. در ناحیه ماده چطور؟ آیا میشود مادّه مجرد از صورت باشد؟ اینکه ماده آیا مجرد از صورت میشود یا نمیشود این را شیخ اندکی مفصلتر وارد شده و اتفاقا این یک درس خوبی هم هست و الآن من هر چه فکر کردم درست یادم نیامد ولی در وقتی که درس شفا را میگفتم آنجا در ذهنم بود، حالا شاید هم در این بین در ذهنم بیاید که برای بعضی از مسائلی که در عصر جدید هم مطرح است این بحث خیلی مفید و لازم است؛ مسأله اینکه آیا امکان این هست که ماده ولو در یک «آن» عاری از صورت باشد؛ یا نه، ماده ولو یک آن هم عاری از صورت امکان وجود ندارد؟
میدانید که بحثهای امروز درباره مادّه فرضیاتی را پیش آورده که مسأله خیلی به اصطلاح دقیق و مفید شده است. در سابق بیش از این در باب ماده و جسم تصویر نمیکردند؛ جسم را میگفتند یعنی صورت جسمیه، همان جوهری که دارای ابعاد سه گانه است. تحولاتی که در صورت جسمیه فرض میکردند بیش از حد فصل و وصل نبود، یعنی اینکه یک صورت جسمیه با یک نیرویی که از خارج بر آن وارد بشود تبدیل به دو تا بشود یا دو تا تبدیل به یکی بشود. اینکه یکی تبدیل به دو تا بشود میگفتند «فصل»، دو تا تبدیل به یکی بشود میگفتند «وصل». در عصر جدید نظریات راجع به ماده در ابتدا در جهت همان صورت جسمیه سیر میکرد، در همان جهتی که شیخ اشراق قائل بود؛ دیگر مسأله هیولای اولای قدما را فرض نمیکردند، دنبالش هم نمیرفتند و برای آنها ماده یعنی آن چیزی که از او اشیاء به وجود آمده است، یعنی آن مایه به وجود آمدن اشیاء است و هر چه را ما میبینیم شکلها و صورتهایی است که بر او عارض شده است. اصلًا ماده را که ماده میگویند به این اعتبار میگویند؛ آن چیزی، آن حالت بسیط تری که اینهمه اشکال و صور و تنوعات و اختلافاتی که در