مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٧ - اتفاق در جزئیات است و در امور کلی اتفاق نیست و اقتضای طبیعت است
انجام داده است ولی این رابطه ماشینی که اجزای طبیعت با هم پیدا میکنند و به حسب تصادف هم این رابطه ماشینی پیدا شده است، نتیجهاش محصولی است که شما میدانید آن محصول یک نظامی دارد.
پس نظریه «اتفاق» در باب علت غائی معنایش این است که طبیعت به سوی آنچه که میبینید رفته و رسیده است، به سوی او نمیرفته است؛ از اول، طبیعت قاصد و طالب او نبوده است، بلکه جبرا به سوی آنچه هست کشیده شده است.
اتفاق در جزئیات است و در امور کلی اتفاق نیست و اقتضای طبیعت است
شیخ در پاسخ میگوید آنچه را که شما «اتفاق» مینامید غایت بالعرض است.
نمیگوید آن اتفاقاتی که شما میگویید، وجود پیدا نمیکند، بلکه میگوید آنها (اتفاقات) همه غایات بالعرض هستند. مقصود از «غایات بالعرض» چیست؟ یعنی در همه این موارد، طبیعت به سوی غایت ذاتی خود میرود، ولی این رشته طبیعتها که هر کدام به سوی غایت خود میرود از آنجا که دار، دار تزاحم است، و از آنجا که این رشتههای علت و معلولی این گونه نیست که همواره به موازات یکدیگر حرکت کنند و با هم برخورد نداشته باشند، گاهی این خطوط یکدیگر را قطع میکنند و آنجا که اینها یکدیگر را قطع میکنند حادثهای به وجود میآید که ما اسم آن را «اتفاق» میگذاریم.
اما معنای «اتفاق» چیست؟ یعنی این طبیعت که به سوی غایت خود حرکت میکرد به یک غایتی رسید غیر از آن غایتی که قصد کرده بود. پس ما اسم این را «غایت بالعرض» میگذاریم، و از آن جهت «غایت بالعرض» میگوییم که در همین جا هم طبیعت غایت داشته ولی به غایت خود نرسیده، به غیر غایت خود رسیده است. پس باز هم طبیعت ذی غایت است. پس طبیعت در همه جا ذی غایت است، منتها گاهی به غایت خود میرسد و گاهی نمیرسد، عایقی پیدا میشود و از غایت خود معطّل میماند. این عایق گاهی طبیعت را برای همیشه از غایتش باز میدارد و گاهی در عین حال که آن عایق پیش آمده، طبیعت آن را از میان برمیدارد و دوباره به غایت خود میرسد.
پس به همین جهت است که شیخ میگوید ما وجود اتفاق را در بعضی از موارد منکر نیستیم. منتها باید گفت این «بعضی از موارد» کجاست؟ میخواهد بگوید اولا