مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٠ - ضدّ واحد
شیخ میگوید: اولا فضیلت و رذیلت جنس شجاعت و جبن نیستند [١]. اگر بخواهیم در این موارد جنس را به دست آوریم باید ببینیم مثلًا شجاعت از چه مقولهای است؟ که از مقوله کیفیت است. بعد ببینیم جبن از چه مقولهای است؟ آیا جبن هم از مقوله کیف است؟ آیا هر دو از کیفیات نفسانیه هستند؟ آیا در جنس قریب با یکدیگر شرکت دارند؟ آیا بینهما غایة الخلاف هست یا نیست؟ (چون شرط میکنند که بین آنها غایة الخلاف باشد). اگر چنین شرایطی بود میگوییم اینها ضدین هستند، و اگر نبود ضدین محسوب نمیشوند. ولی به هر حال، اگر به اینها ضدین هم بگوییم- و چنانکه بعد میآید نخواهیم گفت- جنس آنها فضیلت و رذیلت نیست، کیفیت خاص نفسانی است، و کیفیات نفسانی که با یکدیگر جنگ و تضاد ندارند. فضیلت و رذیلت با هم ناسازگارند نه کیفیت نفسانی که جنس مشترک آندو است.
نه تنها میگوییم بین شجاعت و تهور یا جبن تضاد نیست، بلکه در عین حال نوعی مشابهت میان آنهاست. ببینید! یک اصل دیگر را باید ذکر کنم:
ضدّ واحد
آیا ضد واحد، واحد است یا ممکن است که ضد واحد کثیر باشد؟ یعنی آیا یک شئ میتواند چند ضد داشته باشد؟ در باب نقیض شک نداریم که هر شئ یک نقیض بیشتر ندارد. در باب اضداد چطور؟ آیا یک شئ میتواند در آن واحد چند ضد داشته
[١]. سؤال: ...
جواب: همان است، بله، خود عمل انسان تحت اختیار انسان است، ولی بعد برای اینکه عمل را آنچنان که عقل میگوید بجا بیاورد یک رابطه بایدی میان خودش و آن عمل برقرار میکند و میگوید این عمل باید آنچنان به وجود بیاید یا کلا این عمل باید به وجود بیاید و فلان عمل نباید به وجود بیاید. بعد آن عملی که عقل حکم میکند به وجود بیاید خود دارای ماهیتی میباشد، امّا از جهت حکم عقل و به اعتبار اینکه «باید» روی آن آمده عنوان «فضیلت» به خودش میگیرد.
سؤال: ...
جواب: اوّل است بدون شک، و لهذا جزء مشهورات است، و به همین جهت فلاسفه بر متکلمین ایراد میگیرند که چرا مبادی حسن و قبح را در مبادی برهان اخذ میکنند. اینها از مفاهیم مشهوری و اعتباری است. عنوان «باید» را ذهن اختراع میکند و روی فعلی میآورد و میگوید این فعل باید انجام شود، که در این صورت اسمش را «فضیلت» میگذارند؛ و آن فعلی که ذهن عنوان «نباید» رویش گذاشت «رذیلت» میشود.