مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢١ - مسئله تشکیک در وجود
بنابراین، جسم که وجود داشته باشد، تناهی هم که وجود داشته باشد، قهراً سطح وجود دارد.
و قطع السطح (یعنی بریدن شدن سطح و منتهای سطح) خط، و قطع الخط نقطة (این کمّ متصل بود)؛ و الی المنفصل و هو ظاهر الوجود خفی الحد. و من حیز الکمّ المتصل تبتدی الهندسة.
یعنی از ناحیه کمّ متصل هندسه شروع میشود؛ یعنی علم هندسه مربوط به کمّ متصل است.
و یتشعب دونها التنجیم و المساحة و الاثقال و الحیل.
و منشعب میشود از فروع او علم هیئت و علم مسّاحی و علم اثقال که قسمتی از فیزیک است که بحث از وزن و سنگینی اجسام میکند، و «حیل» هم که همان علم مکانیک است، یعنی همان کاری که با تدابیر مکانیکی اجسام سنگین را جابجا میکنند و چون نوعی تدبیر بود آن را «علم حیل» میگفتند. همه اینها را چون با ریاضیات مربوط میشود یعنی با حساب ریاضی کار میکنند ذکر میکند.
و من حیز المنفصل یبتدی الحساب، ثم یتشعب دونه الموسیقی و علم الزیجات.
چون موسیقی را میگویند با اعداد سر و کار دارد. و همچنین علم زیجات که خود علم زیج مربوط به هیئت است.
و لا نظر لهذه العلوم الریاضیة فی ذوات شیء من الجواهر و لا فی هذه الکمیات من حیث هی فی الجواهر.
یعنی این علوم ریاضی به جوهر کار ندارند و حتی به این کمیات هم از آن نظر که در جوهرند کار ندارند؛ و به اصطلاح امروز، ذهن در علوم ریاضی کمیات را مجرد و منتزع میکند از موارد خودش و روی آن حکم میکند؛ و به تعبیر دیگر، ما در عالم عین، کمّیت منتزع و مجرد از ماده و جسم نداریم، ولی ذهن قدرت دارد این کمّیتها را فرض بکند بدون اینکه جسم را تصور کند. و اگر یادتان باشد در تقسیمات علوم میگویند: به طور کلی موضوعاتی که در الهیات، ریاضیات و طبیعیات از آنها بحث میشود، تفاوت آنها در این است که آنچه که در طبیعیات بحث میشود، هم در وجود