مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٢ - مسئله تشکیک در وجود
وجود.
به هر حال در اینجا خیلی مختصر موضوع را بررسی کرده است که اولای اشیاء به وجود چیست؟ جواهر، که میان خود جواهر هم ترتیب هست. بعد اعراض، و در باب اعراض که وارد میشود آنها را میشمارد و میگوید کمّ است و کیف است و أین است و ... بعد میگوید علوم طبیعی کارش را از کجا آغاز میکند، و علوم هندسی کارشان را از کجا آغاز میکنند، و در واقع بعد از شناخت مراتب وجود میخواهیم ببینیم که علوم کار خودشان را از چه مرتبه از مراتب موجودات آغاز میکنند. مثلًا علم حساب و هندسه- بخصوص هندسه- علومی هستند که منطقهشان منطقه اعراض است یعنی آن قسمتی از اعراض که عبارت است از کمیت. حال اینها را از رو میخوانیم:
فصل فی ترتیب الموجودات. فأولی الاشیاء بالوجود هی الجواهر ثم الاعراض.
عنوان فصل «ترتیب» است که تقدم و تأخر را نشان میدهد، ولی با کلمه «اولی» باب تشکیک را در ذهن به خاطر میآورد و چون هر دو درست است ما هم هر دو را گفتیم: اولای اشیاء به وجود، جواهرند و بعد از آن اعراض هستند، پس جواهر عموما بر اعراض تقدم و اولویت دارند، و باز در میان جواهر: «و الجواهر التی لیست بأجسام أولی الجواهر بالوجود» جواهر غیر از جسم از جواهر جسمانی اولویت دارند در وجود. ولی اینجا این اشکال پیش میآید که هیولی هم غیر از جسم است، صورت جسمیه جسم است و خود جسم هم که مرکب است از صورت جسمیه و هیولی، آیا هیولی هم همین جور است؟ میگوید نه، و الجواهر التی لیست بأجسام- که قهراً شامل مفارقات میشود- اولای جواهر به وجود هستند جز هیولی که با اینکه جسم نیست اولی به وجود نیست «لان هذه الجواهر ثلاثة: هیولی و صورة و مفارق لا جسم و لا جزء جسم» که مفارق نه جسم است و نه جزء جسم. هیولی جسم نیست ولی جزء جسم است، و صورت هم اگر چه جسم نیست ولی جزء جسم است اما ملاک جسمیت خود جسم همان صورت جسمیه است.
و لا بد من وجوده، لان الجسم و اجزاءه معلولة و ینتهی الی جوهر هو علة غیر مقارنة بل مفارقة البتة.