مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٦ - فرض تباین وحدتها
به هر حال، مقصود این است که هر عددی همان طور که از وحدت تشکیل و تألیف شده، معروض وحدت هم قرار میگیرد، و حتی معروض هر عدد دیگری هم قرار میگیرد؛ کما اینکه آن عددی هم که عارض است فی حدّ ذاته صلاحیت این را دارد که باز، هم معروض وحدت قرار بگیرد و هم معروض ثنائیت و هر عدد دیگر. مثلًا اگر کسی گفت: «ده اسب میدهم» میتوانیم بپرسیم یک ده اسب یا دو ده اسب؟ اگر گفت: «دو ده اسب» باز همین «دو» هم قابل این است که «یک دو ده تا» یا «دو دو ده تا»؟ و باز همین «دو دو ده تا» قابل این است که «یک دو دو ده تا» یا «دو دو دو ده تا» یا «هزار دو دو ده تا»؟
خود عدد قابلیت این را دارد، اگر چه عرض کردیم که عرف از اینها همیشه «یکی» را میفهمد. هر عددی اگر چه طبیعتش لااقتضاء است ولی از نظر عرف معروض وحدت است. از نظر عرف، وقتی که میگوییم: أحد، اثنان، ثلاث، مقصودمان از اثنان و ثلاث، اثنان و ثلاث واحد است. وحدت، عرفا از لوازم ماهیت است.
پس ما دو وحدت داریم: یکی وحدتی که مقوّم اعداد است و دیگری وحدتی که عارض بر هر عددی میشود؛ و همان طور که وحدتهایی که مقوّم اعدادند- از نظر اینها- با هم تفاوت دارند، وحدتهای عارض هم همین طور هستند؛ وحدتی که عارض این عدد است غیر از وحدتی است که عارض آن عدد است.
فیلزم أن تکون العشاریة مرکبة لا من خماسیتین علی ما تکون به الخماسیتان خماسیتین، لأنّ آحاد العشرة غیر آحاد الخماسیة، فلا تترکب العشاریة من خماسیتین.
این ایرادی که شیخ با «فیلزم» شروع میکند تنها بر موردی که گفتند وحدت عارض بر هر عددی با وحدت عارض بر عدد دیگر متفاوت است، وارد نیست، بلکه بر مورد اوّل هم که گفتند وحدت مقوّم در هر عددی غیر از وحدت مقوّم در عدد دیگر است، وارد است. شیخ میگوید پس لازم آید که نتوانیم بگوییم عدد ١٠ از دو تا پنج تایی تشکیل شده، به این دلیل که آحاد عشره غیر از آحاد خماسیه است، در نتیجه لازم میآید که ده تایی از دو پنج تا مرکب نشود. البته شیخ نمیخواهد بگوید که حقیقت ده تایی یعنی دو پنج تا. این را قبول دارد که در عین اینکه ما
اسب میدهم» مقصودش این است که یک اسب میدهم، اسبی میدهم، دارای «یاء» وحدت است؛ و الّا یک اسب هم اسب است، دو اسب هم اسب است، صد اسب هم اسب است.