مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٨ - برهان فصل و وصل
میآید که در آن واحد هم متصل و هم منفصل باشد.
وقتی که ما جسم را متصل واحد بدانیم مثل آب که به عقیده اشراقیین متصل واحد است (در مثال مناقشه نیست، فرض کنید واحد باشد آب را میتوانیم تبدیل به دو متصل بنماییم؛ یعنی یک اتصال را از بین ببریم و دو اتصال دیگر ایجاد کنیم. اتصال اول را که از بین بردیم آیا این جسم معدوم مطلق میشود و بعد دو جسم دیگر از نو به وجود میآیند؟ اگر آبی را دو قسمت کنیم، آب اول معدوم مطلق میشود و دو آب دیگر از کتم عدم به وجود میآید؟ قطعا چنین چیزی نیست بلکه همان آب اولی است که به صورت متصل واحد بود و حال به صورت دو متصل درآمده است. پس اوّلی معدوم مطلق نشده ولی تغییر وضع، تغییر شکل و تغییر صورت داده است.
به شیخ اشراق چنین میگوییم: اگر ماهیت جسم فقط همان جنبه جرمیت و اتصال و امتدادش باشد پس هر وقت فصل بر جسم وارد شود، چون آن اتصال معدوم میشود، لازم میآید این جسم بالکلیه معدوم شود و حال آنکه این جسم قطعا بالکلیه معدوم نمیشود بلکه اتصالش معدوم میشود و دو اتصال دیگر به وجود میآید. پس معلوم میشود چیز دیگری در این بین هست.
اینها حرفشان این است که اگر ماده اولای عالم همین صورت جسمیه باشد و مادهای بسیط تر از این نداشته باشیم، یا باید قائل شویم که آن چیزی که ماده اولای عالم را تشکیل میدهد حقیقتی است جوهری عین اتصال (چون وقتی تحلیل میکنند، حقیقت صورت جسمیه را برمیگردانند به یک اتصال جوهری، نه به یک چیز دارای اتصال، برمیگردانند به چیزی که اتصال جزء حقیقتش است) و این ماده اولی یا باید اساساً فصل نپذیرد و هر چیزی به هر شکلی که از ازل وجود داشته به همان صورت تا ابد خواهد بود، مثلًا اگر از ازل با این ابعاد بوده تا ابد هم به همین ابعاد است، نه با چیزی متحد میشود که بزرگتر شود و نه خودش دو تکه میشود؛ این مردود است، به ادلّه دیگری مردود است که اینجا مطرح نیست؛ و یا باید قائل شویم که نه، همین جسم که ماده اولیه عالم را تشکیل میدهد، همین طور که واقعا وجود دارد قابل فصل و وصل است یعنی این جسم در ذات خودش ابای از فصل و وصل ندارد؛ یعنی اجسامی که مجموع چندین جسمند ممکن است به یک جسم تبدیل شوند و یک جسم به صد یا هزار جسم تبدیل شود، بلکه به عقیده قدما در عالم مادون افلاک (چون قدما فقط در عالم افلاک این را قائل نبودند به دلایل خودشان) یعنی در عالم عناصر-