مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٩ - نقد نظریه تألیف اشیاء از عدد و عدد از وحدت
باشد که متوقف شود. عدد که سازنده این حقایق است نسبتش با مادون و مافوق هر دو یکی است، حقیقت همه عدد است، اینها حقیقتی غیر از خود عدد ندارند، تحقق یافتن هر عددی مبدئی غیر از خود عدد ندارد؛ آنوقت چه دلیلی میتواند داشته باشد که عدد مذکور تحقّق پیدا کرده اما عدد بعد تحقق پیدا نکرده است؟
ممکن است کسی بگوید که این مجرّدات و مفارقات غیرمتناهی است، یعنی اعداد غیرمتناهی است. شیخ میگوید: لازمه این حرف این است که صور طبیعیات هم غیرمتناهی باشد، چون این مفارقات مظهری هم در طبیعت دارند. با این بیان، شما باید انواع را هم در طبیعت غیرمتناهی بدانید، که این را شما نمیتوانید بگویید. چون طبیعت متناهی است، پس مجرّدات هم متناهیاند، زیرا آنها دلیل طبیعتاند نه طبیعت دلیل آنها. طبیعت فقط میتواند دلیل باشد بر متناهی بودن آنها، نه علت باشد برای متناهی بودن آنها.
پس اگر شما آن مفارقاتی را که از این اعداد تشکیل شدهاند متناهی بدانید یک نوع ترجیح بلامرجّح قائل شدهاید، و اگر غیرمتناهی بدانید لازم میآید که انواع عالم- نه افراد- را نیز غیرمتناهی بدانید.
این حرف شیخ ممکن است بر اساس طبیعیات امروز ایرادی داشته باشد.
بر اساس طبیعیات قدیم مسلّم بود که ابعاد عالم غیرمتناهی است و همه انواع در مادون فلک قمر واقع شدهاند، در نتیجه شک نداشتند که انواع طبیعت متناهی است. مثلًا اگر هزار نوع معدن یا یک میلیون نوع معدن هم داشته باشیم بالاخره متناهی است. آنها انواع را محدود به همین زمین میدانستند، غیر از زمین چیزی نبود که انواع داشته باشد. زمین هم بالأخره محدود است. انواع گیاهان متناهی بود، انواع حیوانات متناهی بود، و همه انواع دیگر. حالا ممکن است کسی بگوید این بر اساس طبیعیات قدیم بود که طبیعت را منحصر در همین زمین میدانستند، ولی اکنون معلوم شده که طبیعت دامنهاش گسترده است و بلکه شاید عالم طبیعت نامتناهی باشد. وقتی عالم طبیعت ابعادش غیرمتناهی باشد این احتمال هست که انواع هم غیرمتناهی باشد.
بنابراین بر اساس این احتمال اشکال وارد نیست.