مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٩ - ٦ آیا نیل به شکر و مدح و احترام از لذات عقلی است؟
مصداق آیه کریمه «ثمّ نکسوا علی رؤسهم» [١] چهره قلب آنها واژگون و رو به پایین است و مانند حیواناتی که مفاصل و بندهای گردنشان طوری ساخته شده است که همیشه به پایین مینگرند نه به بالا، از توجّه به عالم بالا محرومند.
تنبیه: فاذا نظرت فی الامور و تأملتها وجدت لکل شیء من الاشیاء الجسمانیة کمالا یخصه و عشقا ارادیا او طبیعیا لذلک الکمال و شوقا طبیعیا او ارادیا الیه اذا فارقه رحمة من العنایة الاولی علی النحو الذی هی به عنایة. فهذه جملة و تجد فی العلوم المفصّلة لها تفصیلا.
اگر نظر کنی در همه امور عالم و در آنها تأمل نمایی میبینی که هر یک از امور جسمانی عالم، کمال مخصوص به خود دارد که در حالی که واجد آن کمال است به آن عشق میورزد و در حالی که فاقد آن است به او شوق میورزد. این، اشاره مجملی است و تفصیل این مطلب را در جاهای دیگر باید جستجو کرد.
شرح: خلاصه مطلب اینکه عشق و شوق در همه اشیاء- حتّی در جسمانیات- سریان دارد، اختصاص ندارد به موجوداتی که دارای نفس ناطقه یا نفس حیوانیه هستند. ولی شیخ در اینجا متعرّض اشکالی که در مطلب است و جوابی که باید به آن داده شود نشده است.
اشکالی که هست همان است که قبلًا اشاره شد که عشق و شوق فرع بر شعور است و همه موجودات شعور ندارند. جوابی که باید داده شود این است که همان طور که حقیقت وجود حقیقتی است دارای مراتب و درجات، شعور و ادراک نیز از اموری است که مراتب و درجات دارد و هر موجودی متناسب با مرتبه و درجه وجودی خود علم و شعور و ارادهای دارد. پس اینکه گفته میشود در جمادات و نباتات شعور و ادراک نیست، اگر مقصود این است که شعور و ادراکی که در انسان هست در آنها نیست، درست است و اگر مقصود این است که هیچ شعور و ادراکی در آنها نیست درست نیست. و امّا دلیل و برهان این مطلب که شعور مساوی وجود است و به تبع وجود، مراتب و درجات دارد و هر موجودی متناسب با حظّ و حدّ و مرتبه وجودی خود از شعور بهرهمند است، مطلبی است که در اینجا نمیتوان متعرّض آن شد.
[١]. انبیاء/ ٦٥.