مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٦ - ٦ آیا نیل به شکر و مدح و احترام از لذات عقلی است؟
مجرّدات و نفوس ناطقه فلکیه (به عقیده حکمای قدیم) و همچنین در مادون انسان از جماد و نبات نیز وجود دارد؟ ابتدا سخن در موجوداتی است که به ذات خود شاعرند، و سپس به سایر موجودات اشاره میشود.
به عقیده شیخ در اینجا، عشق و بهجت در همه موجودات ساری است، از ذات حق تعالی گرفته تا مادّة الموادّ عالم طبیعت. در اینجا دو اشکال است: یکی در موجودات مافوق انسان و یکی در موجودات مادون انسان.
اشکالی که در موجودات مافوق انسان هست این است که عشق و شوق و لذت و بهجت برای موجود آنگاه دست میدهد که به چیزی برسد که طالب آن بوده است، و از طرفی روی قاعده معروف در باره انسان که «انسان همیشه چیزی را طالب است که ندارد» پس لذت و بهجت فرع بر طلب است و طلب فرع بر نداشتن است، پس این امور اختصاص دارد به موجوداتی که فاقد کمالی هستند و بعد به آن کمال میرسند؛ و امّا برای موجوداتی که نحوه وجودشان چنین است که آنچه برایشان ممکن است بالفعل دارند، این امور معقول نیست.
اشکالی که در موجودات مادون انسان است این است که عشق و شوق و لذت و بهجت، فرع بر شعور و ادراک است و این موجودات فاقد شعور و ادراکند.
خلاصه دو اشکال اینکه این امور متوقّف به دو چیز میباشند: یکی رسیدن به چیزی که حاصل نبوده است و دیگری ادراک و شعور به آن رسیدن، همان طوری که از تعریفی که شیخ برای «لذت» و «الم» کرد و گفت: «ادراک و نیل ...» همین مطلب استفاده میشود.
جواب اشکال اول: هر چند در اذهان این مطلب رسوخ یافته است که لذت و بهجت از نداشتن و سپس دارا شدن پیدا میشود و آزمایشهای سطحی هم همین مطلب را تأیید میکند، ولی تحقیق و تجزیه و تحلیل فلسفی میرساند که فقدان و نداشتن از آن جهت که فقدان است نمیتواند در بهجت و لذت مؤثّر باشد و اینکه دیده میشود انسان همیشه طالب چیزی است که ندارد و همینکه دارا شد تدریجا ملال و خستگی پیدا میکند از طرف عرفا و حکما حل شده است به اینکه در انسان عشق نامحدود است و محبوب و معشوق حقیقی انسان، کمال مطلق و ذات نامحدود است.
عشق و علاقه انسان به محدودها عشق مجازی است نه حقیقی؛ یعنی به اعتبار مظهریتی است که از معشوق حقیقی دارد و به قول مولوی به اعتبار جرعهای است که