اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٦٠ - مقدّمه پنجم آيا اوامر داراى تعدّد و تنوّع مى باشند؟
و لا ينام القلب و الاذن، فإذا نامت العين و الاذن و القلب فقد وجب الوضوء. قلت:
فإن حرّك إلى جنبه شيء و لم يعلم به؟ قال: لا، حتّى يستيقن أنّه قد نام حتّى يجيء من ذلك أمر بيّن و إلّا فإنّه على يقين من وضوئه و لا تنقض اليقين أبداً بالشكّ و إنّما تنقضه بيقين آخر». [١] اين لحن، معنايش اين است كه صحيحه زراره با توجه به آيه شريفه (يا أيّها الّذين آمنوا إذا قمتم إلى الصّلاة فاغسلوا وجوهكم و أيديكم إلى المرافق ...) [٢] مىگويد: «چنين كسى يقين به وضو داشته و الآن شك در بقاء دارد و نبايد يقين را با شك نقض كند» و به عبارت ديگر: «او الآن با وضوست». آيا معناى اين عبارت چيست؟ آيا معنايش اين است كه امر خاصّى غير از آنچه آيه وضو در باب شرطيت وضو مطرح مىكند، در اينجا وجود دارد؟ خير، صحيحه زراره مىخواهد بگويد: «همان چيزى را كه آيه وضو مىگويد، در چنين كسى تحقّق دارد، همان شرطيتى را كه آيه وضو براى وضو مطرح مىكند، براى او حاصل است و لازم نيست وضوى ديگرى تحصيل كند». ادلّه امارات نيز- كه آنها هم بهعنوان اوامر ظاهريه مطرحند- نمىخواهند تكليفى غير از تكليف واقعى جعل كنند، نمىخواهند امرى در مقابل امر واقعى ايجاد كنند. ما در بحث اجزاء- كه اصل بحث ماست- خواهيم گفت كه ادلّه امارات، توسعه در اوامر واقعيه مىدهند، دايره شرطيت را توسعه مىدهند، دايره خصوصيات معتبر در مأمور به را توسعه مىدهند، و الّا كجاى دليل استصحاب مىگويد: «صلّ مع الطهارة الظاهرية» كه حساب را جدا كند و بگويد: به (أقيموا الصّلاة) كارى نداشته باش، با آيه وضو كارى نداشته باش، تو در حال شك، عنوان خاص ديگرى پيدا كردى و در ارتباط با اين عنوان، امر مستقل ديگرى پيدا كردى. ديگر «صلّ مع الوضوء» و «صلّ مع التيمّم» به درد تو نمىخورد، تو مخاطب به «صلاة با طهارت استصحابيّه» هستى؟ كجاى صحيحه زراره يك چنين مسألهاى را مطرح مىكند؟ اگر مىخواست چنين چيزى را
[١]- وسائل الشيعة، ج ١ (باب ١ من أبواب نواقض الوضوء، ح ١)
[٢]- المائدة: ٦