اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٠٤ - ١- تعريف مشهور
بيان ماهيت شىء معرَّف نيستند بلكه مىخواهند معناى اجمالى آن را مطرح كنند. [١] امّا خود ايشان اين تعاريف را مطرح نمىكنند.
١- تعريف مشهور
مشهور مىگويند: «الواجب المطلق، ما لا يتوقّف وجوبه على ما يتوقّف عليه وجوده. و الواجب المشروط ما يتوقّف وجوبه على ما يتوقّف عليه وجوده». [٢] يعنى واجب مطلق، چيزى است كه وجوبش متوقف نيست برآن چيزى كه وجودش متوقف برآن است. و واجب مشروط، چيزى است كه وجوبش متوقّف بر همان چيزى است كه وجودش متوقف برآن است.: ظاهر تعريف مشهور اين است كه گويا قائل به تضادّ بين اطلاق و اشتراط مىباشند، در حالى كه ما در بحث گذشته گفتيم: «اصولًا مطلق و مشروط را با قطع نظر از مضاف اليه آن نمىتوان بيان كرد. اگر از ما سؤال كنند: «صلاة، واجب مطلق است يا واجب مشروط؟» بايد ببينيم آيا صلاة در ارتباط با چه چيزى ملاحظه شده است؟ اگر در ارتباط با وقت باشد واجب مشروط و اگر در ارتباط با طهارت باشد واجب مطلق خواهد بود. بنابراين بايد مضاف اليه آن را ملاحظه كنيم و بهلحاظ آن جواب بدهيم و هيچ مانعى ندارد كه شىء واحد، در آنِ واحد، هم واجب مطلق باشد و هم واجب مشروط، همانطور كه در مورد ابوّت و بنوّت اينگونه است». امّا ظاهر تعريف مشهور اين است كه آنان با مسأله اطلاق و اشتراط برخورد تضادّ كردهاند. از واجب مطلق هيچ جا تعبير به واجب مشروط نمىكنند و از واجب مشروط هم
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ١٥١
[٢]- رجوع شود به: حاشيه مرحوم مشكينى بر كفاية الاصول، كه همراه كفاية الاصول به طبع رسيده است. ج ١، ص ١٥١ و قوانين الاصول، ج ١، ص ١٠٠