اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠٤ - احتمال سوّم كلامى بودن مسأله مقدّمه واجب
احتمال دوّم: اصولى بودن مسأله مقدّمه واجب
اگر عنوان بحث، مسأله ملازمه قرار داده شود- چه به آن كيفيتى كه امام خمينى رحمه الله مطرح كرد و چه به آن كيفيتى كه ما مطرح كرديم- و ضابطه مسأله اصوليه آن باشد كه بتواند كبراى قياس استنباط حكم شرعى واقع شود، [١] در اين صورت مسأله مقدّمه واجب مسألهاى اصولى خواهد بود.
احتمال سوّم: كلامى بودن مسأله مقدّمه واجب
بعضى مىگويند: چون مسأله مقدّمه واجب، بحثى عقلى است پس بايد بحثى كلامى باشد. اين حرف بسيار جاى تعجب است، زيرا درست است كه مباحث كلامى مباحثى عقلى هستند ولى همه مباحث عقلى، مباحث كلامى نيستند. مثلًا مباحث علم اصول داراى دو بخش است: مباحث الفاظ و مباحث عقليه. آيا مىتوان گفت: «تمام مباحث عقليه علم اصول داخل در مباحث كلامى مىباشند»؟
احتمال چهارم: مسأله مقدّمه واجب از مبادى احكاميه باشد [٢]
مبادى احكاميه عبارت از مسائلى است كه در ارتباط با احكام بحث مىكند، مثل بحث در «ماهيت وجوب و حرمت»، «وجود يا عدم وجود تضادّ بين وجوب و
[١]- البته ما در مباحث جلد اوّل گفتيم كه بعضى از امور نيز وجود دارد كه بهعنوان مسأله اصولى مطرح هستند ولى كبراى قياس استنباط واقع نمىشود و مجتهد در مقام عمل از روى ناچارى به آنها پناه مىبرد، مثل ظن انسدادى بنا بر حكومت. بههرحال در ما نحن فيه همان ملاك اوّل تحقّق دارد و اقتضاء مىكند كه بحث در ملازمه بهعنوان يك بحث اصولى باشد.
[٢]- مرحوم آيتاللَّه بروجردى در نهاية الاصول اين مسئله را قائل شدهاند ولى در حاشيه كفايه ملتزم به اصولى بودن مسئله شدهاند. نهاية الاصول، ج ١، ص ١٥٤ و الحاشية على كفاية الاصول، ج ١، ص ٢٢٩