اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٩٠ - ١- فرق بين قضيه حقيقيه و قضيه خارجيه
١- فرق بين قضيه حقيقيه و قضيه خارجيه
قضيه خارجيه عبارت از قضيه شخصيه جزئيه خارجيه است. مثل اينكه مولايى به عبد خاصّ خود بگويد: «يا زيد افعل كذا». اين قضيه، خارجيه است چون متعرض بيان حكم در ارتباط با يك موضوع جزئى شخصى خارجى است. [١] قضيه حقيقيه عبارت از قضيهاى است كه حكم روى عناوين كلّيه بار شده است و انطباق عناوين كلّيه بر مصاديقش يك مسأله قهرى و واقعى است [٢] و لازم نيست يكايك آن مصاديق مورد ملاحظه واقع شوند. مثلًا وقتى مىگويد: «أكرم كلّ عالم»، حكم روى نفس عنوان عالم رفته و هركس مصداق اين عنوان باشد، حكم بر او منطبق مىشود. البته مثالى كه ما مطرح مىكنيم، مربوط به متعلّق تكليف است ولى در اينجا خواستيم قضيه حقيقيه را توضيح دهيم. مرحوم نائينى مىفرمايد: بين قضيه حقيقيه و قضيه خارجيه تفاوتهاى زيادى وجود دارد، يكى از تفاوتهاى مهم اين است كه در قضيه شخصيه، علم آمر نقش دارد، اگرچه گاهى اين علم مخالف با واقع باشد ولى بالاخره علم اوست كه اين خطاب شخصى را درست مىكند. وقتى انسان به فرزندش دستورى مىدهد، عقيده دارد كه اين فرزند قادر به انجام اين كار خواهد بود و الّا معنا نداشت كه امرى از ناحيه او بهصورت شخصى و جزئى تحقّق پيدا كند. و يا در آن مثال سابق، وقتى مولا مىخواهد عالم اكرام شود و مىگويد: «أكرم زيداً» علم مولا به اين كه زيد عالم است، مدخليت دارد در اينكه شخص زيد را مطرح كرده است، هرچند ممكن است زيد بهحسب واقع عالم نباشد. ولى در قضاياى حقيقيه، علم آمر نقشى ندارد. وقتى مولا
[١]- البته مقصود از شخصى خارجى اين نيست كه حتماً بايد فرد باشد، بلكه اگر افراد خارجيهاى هم موضوع براى قضيه قرار گيرند- مثل اينكه بگويد: «أيّها المجتمعون في هذا المجلس ...»- ظاهراً بهنظر ايشان عنوان قضيه خارجيه تحقّق دارد، اگرچه در كلام ايشان تعبير به «شخصيه جزئيه خارجيه» شده است كه شامل افراد خارجيه- با عنوان اجتماع- نمىشود.
[٢]- و اين انطباق چهبسا مورد نظر مولا نباشد و مولا به مصداقيت بعضى از افراد توجه نداشته باشد.