اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٤٣ - تقسيم سوم مقدّمه وجود، مقدّمه صحت، مقدّمه وجوب و مقدّمه علم
وجود نداشت و ما مراجعه به حكم عقل مىكرديم، عقل مىگفت: «چون نماز خواندن بهطرف قبله واجب است، اگر بخواهيد يقين پيدا كنيد كه نماز بهطرف قبله تحقّق پيدا كرده است، بايد چهار نماز به چهار طرف بخوانيد». بنابراين ضرورت و لزوم عقلى مقدّمه علميه جاى هيچ ترديدى نيست و ازنظر معناى مقدّميت هم، مغايرت مقدّمه علميه با مقدّمه وجود روشن است. مقدّمه وجود چيزى است كه تكوين و خارجيت مأمور به بدون آن ممكن نيست ولى مقدّمه علميه در تكوين و خارجيت مأمور به نقشى ندارد بلكه ما را آگاه مىكند كه مأمور به در خارج تحقّق پيدا كرده است. لذا مقدّمه علميه، واقعاً بهعنوان مقدّمه مأمور به نيست. ممكن است همان جهت اوّل كه ما نماز خوانديم سمت قبله باشد. امّا اگر ما بخواهيم علم پيدا كنيم به اينكه مأمور به- يعنى صلاة بهسوى قبله واقعى- تحقّق پيدا كرده بايد به چهار طرف نماز بخوانيم درحالىكه اصل صلاة بهسوى قبله توقف بر اين معنا ندارد. يا در باب شستن دست، اينكه گفته مىشود: «مقدارى بالاتر از مرفق شسته شود»، اين در تحقّق شستن مرفق نقشى ندارد بلكه در علم به تحقّق شستن مرفق نقش دارد. معنا ندارد بگوييم: «بايد مقدارى بالاتر از مرفق شسته شود تا واقعاً شستن مرفق تحقّق پيدا كند»، چنين چيزى تناقض صدر و ذيل است. بهخلاف اينكه بگوييم: «بايد مقدارى بالاتر از مرفق شسته شود تا علم به تحقّق شستن مرفق حاصل شود». لذا اگرچه مقدّمه علميه، يك قسمى از مقدّمات است و از نظر معنا هم عنوانى مغاير با مقدّمه وجود است ولى درعينحال نمىتواند داخل در بحث ما باشد، زيرا نزاع ما در مقدّمه واجب است. مقدّمه واجب يعنى مقدّمه «تحقّق واجب»، درحالىكه مقدّمه علميه، مقدّمه «علم به تحقّق واجب» است و بين اين دو عنوان فرق وجود دارد. اشكال: ممكن است كسى بگويد: شما از طرفى مىگوييد: «مقدّمه علميه، لزوم عقلى دارد» و از طرف ديگر مىگوييد: «نزاع در باب مقدّمه واجب، نزاع در يك مسأله عقلى است». پس چرا بحث مقدّمه علميه را از نزاع در باب مقدّمه واجب خارج مىدانيد؟ جواب: ما در بحثهاى گذشته گفتيم: «اگرچه نزاع در باب مقدّمه واجب، نزاع در