اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٥٦ - چه فايده اى بر تقسيم واجب به معلّق و منجّز وجود دارد؟
رحمه الله: صاحب فصول رحمه الله ناچار است بگويد: «صلاة نسبت به وقت واجب مشروط است و حج نسبت به وقت واجب معلّق است، بههمينجهت تحصيل گذرنامه، قبل از آمدن وقت، واجب است». ولى ما فرقى بين آن دو نمىبينيم بلكه بهنظر ما، هم حج و هم صلاة نسبت به وقت، واجب مشروط مىباشند. همانطور كه تا وقتى زوال حاصل نشده است، وجوبى براى نماز ظهر و عصر تحقّق پيدا نمىكند، تا وقتى هم كه ايّام خاص حج حاصل نشود، حجّ واجب نمىشود. يعنى وجوب حج داراى دو شرط است:
استطاعت و فرارسيدن وقت- يا خروج كاروان- و مجرد استطاعت يا خروج كاروان، به تنهايى براى وجوب حج كفايت نمىكند. اشكال: براساس اين مبنا، كسى كه مستطيع شد، حج برايش واجب نمىشود، در اين صورت چه لزومى دارد كه به دنبال تهيه مقدّمات برود؟ [١] جواب: طبق بيانى كه قبلًا مطرح كرديم مىگوييم: بين استطاعت و آمدن وقت فرق وجود دارد. حصول استطاعت قابل پيشبينى نيست امّا آمدن وقت حج قابل پيشبينى است. بنابراين وقتى مكلّف استطاعت پيدا كرد، بهطور قطع مىداند كه شرط دوّم وجوب- يعنى وقت- خواهد آمد، آنوقت ملاحظه مىكند كه اگر بخواهد مقدّمات را بعد از فرارسيدن وقت حج انجام دهد، امكان تحقّق حج وجود نخواهد داشت، لذا براى اينكه حج از او فوت نشود واجب است مقدّمات را فراهم كند. امّا وجوب تحصيل مقدّمات، در ارتباط با وجوب فعلى حج نيست. پس ما توانستيم راه سوّمى براى انكار واجب معلّق صاحب فصول رحمه الله پيدا كنيم به اين صورت كه بگوييم: «آنچه صاحب فصول رحمه الله بهعنوان واجب معلّق مطرح كرده،
[١]- زيرا وجوب مقدّمه، غيرى است و بالملازمه ثابت مىشود و يكى از دو طرف ملازمه، وجوب ذى المقدّمه است و قبل از موسم، حج واجب نيست.