اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٠٩ - مرحله اوّل مقام ثبوت
خارج انجام دهد، دو راه براى انجام آنها وجود دارد: يكى اينكه خودش آن عمل را اراده كرده و با توجه به مبادى اراده، آن عمل را مباشرتاً انجام دهد. ديگر اينكه فرزند يا عبدِ خود را مأمور براى انجام آن كار بنمايد تا به دست آنان اين عمل در خارج تحقّق پيدا كند. بنابراين امر آمر جانشين اراده فاعل است ولى تحقّق مطلوب فاعل به دنبال اراده او، مباشرتاً مىباشد امّا به دنبال امر به مأمور، با طريقيت مأمور- و بهعبارت ديگر:
با تسبيب مأمور- مىباشد. اختلاف اين دو فقط در مباشرت و تسبيب است و در مراحل ديگر فرقى ميان اين دو نيست. پس از بيان مقدّمه فوق مىگوييم: از بررسى موارد اراده فاعلى درمىيابيم كه اين موارد مختلف است گاهى از اوقات ارادهاى كه از انسان تحقّق پيدا مىكند، [١] بهصورت مطلق، به مراد تعلّق گرفته است و هيچ قيدى- نه در ارتباط با اراده و نه در ارتباط با مراد- مطرح نيست. مثلًا انسانى كه از شدّت تشنگى يا گرسنگى در شرف هلاكت است، ارادهاى كه نسبت به شرب ماء يا اكل طعام مىكند، هيچ قيد و شرطى ندارد بلكه فقط براى حفظ جان اوست. خواه رفع تشنگى با آب سرد باشد يا آب گرم، در ظرف بلورى باشد يا ظرف ديگر و يا در دست باشد. و يا در مورد طعام براى او فرقى نمىكند كه چه طعامى و در چه ظرفى و با چه شرايطى باشد. ولى گاهى از اوقات اراده انسان بهصورت مقيّد به مراد تعلّق مىگيرد، مثل اينكه تشنگى يا گرسنگى او به حدّى نيست كه مشرف به هلاكت باشد. آب مىطلبد امّا آب سرد در ظرف بلورى تميز. بهطورى كه اگر آب گرم در اختيار او قرار داده شود و يا آب سرد در ظرف نامناسب باشد، مىگويد: تشنگى را تحمل مىكنم ولى چنين آبى را نمىآشامم. آيا اين قيد به اراده ارتباط دارد يا به مراد؟ [٢]
[١]- در بحثهاى مربوط به اراده گفتيم: اراده، به خلّاقيت نفس وجود پيدا مىكند و اين عنايتى است كه خداوند به نفس انسانى كرده و شعبهاى كوچك از خلّاقيت را در اختيار او قرار داده است.
[٢]- چون در باب امر، امر جانشين اراده و مأمور به جانشين مراد است.