اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٨٨ - مطلب اول تحرير محلّ نزاع
متعلّق به مقدّمه است ترشح پيدا مىكند. آيا مقصود مرحوم آخوند از «يترشّح» عبارت از «يتولّد» است؟ يعنى گويا «اراده نصب نردبان» نيازى به مبادى ندارد و به مجرّد تعلّق اراده به «بودن بر پشتبام» بدون هيچ مقدّمهاى، ارادهاى هم به نصب نردبان تعلّق مىگيرد؟ و بهعبارت ديگر: آيا مرحوم آخوند مىخواهد بگويد: همانطور كه بين اراده متعلّق به ذى المقدّمه و خود ذى المقدّمه فاصله و واسطهاى وجود ندارد، بين اراده متعلّق به ذى المقدّمه و اراده متعلّق به مقدّمه هم فاصلهاى وجود ندارد و هنگامى كه ذى المقدّمه اراده شد، بدون هيچ اختيارى مقدّمه هم اراده خواهد شد؟ ظاهر «يترشح» همين است، چون ترشّح بهمعناى تولّد است. مثلًا وقتى انسان آبى را مىپاشد، قطراتى از آن به اطراف ترشح مىكند، يعنى اين قطرات، متولد از آن آبى است كه پاشيده شده است. اين معنا اگرچه ظاهر عبارت مرحوم آخوند است ولى واقعيت مسئله چيز ديگرى است. واقعيت مسئله اين است كه اراده نياز به مبادى دارد و همانطور كه اراده ذى المقدّمه مبادى لازم دارد، اراده مقدّمه هم مبادى لازم دارد ولى فرق بين ذى المقدّمه و مقدمه در مسأله «تصديق به فايده» است. «تصديق به فايده»، در ارتباط با ذى المقدّمه، بهعنوان غرض اصلىِ خود انسان مطرح است ولى در ارتباط با مقدّمه، بهعنوان غرضِ اصلى مطرح نيست بلكه بهعنوان تمكّن از وصول به غرض اصلى مطرح است. بنابراين صِرْف اينكه فايده مقدّمه بهعنوان غرض اصلى نيست، موجب اين نمىشود كه در باب مقدّمه، مبادى اراده مورد نياز نباشند. در نتيجه، همانطور كه اراده ذى المقدّمه، ناشى از مبادى اراده است، اراده مقدّمه هم ناشى از مبادى است و تنها فرق اين دو در اصلى بودن و تبعى بودن است. بنابراين «يترشّح» بهمعناى «يتولّد» نيست، بلكه بهمعناى اين است كه اراده مقدّمه تابع اراده ذى المقدّمه است و پس از آن تحقّق پيدا مىكند. پس از روشن شدن مطلب فوق به بيان اصل اشكال حضرت امام خمينى رحمه الله بر كلام مرحوم آخوند مىپردازيم: