اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٥١ - كلام مرحوم نائينى
كه اگر واجب نفسى بدون واجب غيرى تحقّق پيدا كند، باطل خواهد بود، چون واجب غيرى بهعنوان قيد در واجب نفسى است و اگر كسى واجبى را بدون قيد آن انجام دهد، آن واجبْ باطل خواهد بود. پس نتيجه اين مىشود كه اگر كسى صلاة بدون وضو بخواند، چنانچه وضو واجب نفسى باشد، صلاتش صحيح است و چنانچه واجب غيرى باشد، صلاتش باطل است و ريشه صحت و بطلان هم همان اشتراط و عدم اشتراط است. اگر وجود صلاة، مشروط به وجود وضو باشد، صلاة باطل خواهد بود ولى اگر اشتراطى در كار نبوده و وضو يك واجب نفسى مستقل باشد، صلاة صحيح خواهد بود. پس درحقيقت، شك شما در دوران بين نفسيت و غيريت به شك در اشتراط و عدم اشتراط برگشت مىكند. مرحوم نائينى سپس مىفرمايد: «در اينجا اصالة البراءة جارى مىشود زيرا در اقل و اكثر ارتباطى، اگر ما شك در شرطيت يك شىء و عدم شرطيت آن داشته باشيم، اصالة البراءة را جارى مىكنيم. عقل حكم به جريان برائت مىكند. قاعده قبح عقاب بلابيان، نفى شرطيت مىكند و وجوب غيرى منتفى مىشود. البته ما با اين اصالة البراءة نمىخواهيم عنوان نفسيت را ثابت كنيم، ولى اثرى كه بر واجب نفسى مترتّب مىشود، در اينجا پياده مىكنيم. پس اگر كسى- مثلًا- نذر كرده باشد كه يك واجب نفسى را انجام دهد، انجام چنين واجبى كه با اصالة البراءة غيرى بودن آن نفى شده، نمىتواند بهعنوان وفاى به نذر او محسوب گردد. همانطور كه مثبتات استصحاب، حجّيت ندارد، مثبتات اصالة البراءة هم حجّيت ندارد، هرچند اصالة البراءة عقلى باشد، چون اصالة البراءة مطلقاً يك اصل عملى است، خواه دليل آن حديث رفع باشد يا قاعده قبح عقاب بلا بيان. در نتيجه با اصالة البراءة، شرطيت و غيريت از بين مىرود [١] و ما غير از اين هدفى
[١]- ولى عنوان نفسيت ثابت نمىشود اگرچه آثار واجب نفسى برآن مترتّب مىشود.