اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٦٢ - ثمره بين قول مشهور و قول صاحب فصول رحمه الله
ما در پاسخ مرحوم عراقى و مرحوم حائرى گفتيم: چگونه مىشود كه «وجوب غيرى به مقدّمه با لحاظ ايصال تعلّق گرفته باشد، امّا ايصال قيديت نداشته باشد؟» بالاخره- يا بايد حرف مشهور را بپذيريد و بگوييد: «وجوب غيرى به مطلق مقدّمه تعلّق گرفته است» در اين صورت لحاظ ايصال نقشى ندارد و اگر بخواهيد براى لحاظ ايصال نقشى قائل شويد- كه وجداناً هم همينطور است- چيزى غير از تقييد نمىتوانيد بگوييد. ما با توجه به حاكميت عقل، امر سوّمى كه نه مطلق باشد و نه مقيّد نداريم. پس ما به مرحوم آخوند مىگوييم: شما اگر براى غايت نقشى قائل شديد و غايت را هم نفس توصّل دانستيد، نه تمكّن از توصّل، جز اين چارهاى نيست كه توصّل بهصورت قيديت مطرح باشد. [١] نتيجه بحث در مورد كلام صاحب فصول رحمه الله از آنچه گفته شد نتيجه گرفته مىشود كه اگر ما در بحث مقدّمه واجب، اصل ملازمه را بپذيريم، حق با صاحب فصول رحمه الله خواهد بود. البته با آن بيانى كه ما در ارتباط با كلام ايشان داشتيم و با توجه به اينكه اشكالات كلام ايشان را برطرف كرديم. امّا اگر ملازمه را نپذيرفتيم، ديگر نوبت به اين حرفها نمىرسد.
ثمره بين قول مشهور و قول صاحب فصول رحمه الله
در اينجا ثمرهاى بين قول مشهور- كه قائل به وجوب غيرى مطلق مقدّمه است- و قول صاحب فصول رحمه الله- كه قائل به وجوب مقدّمه موصله است- مطرح شده است.
اين ثمره در ارتباط با ضدّين و همان اهم و مهم است كه مثال معروف آن ازاله نجاست از مسجد و صلاة در مسجد است، كه در صورت وسعت داشتن وقت نماز، ازاله، وجوب فورى پيدا كرده و بهلحاظ همين فوريت، نسبت به صلاة، اهم خواهد شد. حال اگر كسى در وسعت وقت وارد مسجد شد و مشاهده كرد مسجد آلوده به نجاست است ولى
[١]- مناهج الوصول إلى علم الاصول، ج ١، ص ٤٠٠ و ٤٠١؛ معتمد الاصول، ج ١، ص ٨٨ و تهذيب الاصول، ج ١، ص ٢٦٧- ٢٦٩