اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٠٩ - كلام مرحوم آخوند
و هم مىسازد با اينكه زيدى نباشد تا اتّصاف به قيام داشته باشد. مرئه، زمانى كه نبود و حتى نطفهاش هم منعقد نشده بود، قضيه سالبه محصّله با انتفاء موضوع صدق مىكرد. اكنون كه متولّد شده و ما شك در قرشيت و عدم قرشيت او داريم، همان قضيه سالبه محصّله متيقّنه را استصحاب مىكنيم و عدم قرشيت مرئه را اثبات مىكنيم». ما در بحث قرشيّت مرئه گفتيم: «بهنظر ما اين استصحاب جارى نيست، زيرا در استصحاب بايد قضيه متيقّنه و قضيه مشكوكه وحدت داشته باشند و اگر مغايرت وجود داشته باشد، «لا تنقض اليقين بالشك» نمىتواند جريان پيدا كند. و اينجا قضيه سالبه متيقّنه با قضيه سالبه مشكوكه مغايرت دارند. قضيه سالبه متيقّنه، قضيه سالبه به انتفاء موضوع بوده ولى قضيه سالبه مشكوكه، قضيه سالبه با وجود موضوع و به انتفاء محمول است. صرف اينكه هر دوى اينها قضيه سالبه محصّلهاند در وحدت قضيه متيقّنه و قضيه مشكوكه كفايت نمىكند». در ما نحن فيه هم همينطور است. مرحوم آخوند مىفرمايد: «واجب تبعى واجبى است كه اراده مستقلى به آن تعلّق نگرفته و اين حالت سابقه عدميه دارد» ما مىگوييم:
«كدام حالت سابقه عدميه؟ وقتى كه واجب نبوده، اصلًا ارادهاى در كار نبوده تا بخواهد مستقل باشد يا غير مستقل. امّا الآن كه شما شك داريد، با فرض تعلّق اراده، شك داريد. مىدانيد كه اراده تعلّق گرفته است ولى در استقلال و عدم استقلال آن شك داريد. در اينجا نمىتوانيد حالت سابقه عدميه به انتفاء موضوع را استصحاب كرده و تبعى بودن واجب را استصحاب كنيد». همچنين به مرحوم محقّق اصفهانى مىگوييم: «شما كه مىخواهيد عدم ترشح را استصحاب كنيد، حالت سابقه عدميه چه زمانى است؟ آيا وقتى است كه واجب نبوده؟
آنوقت كه ارادهاى نبوده تا بخواهد مسأله ترشح و عدم ترشح مطرح باشد. الآن كه اراده آمده، شما با حفظ موضوع شك در ترشح و عدم ترشح اراده داريد، در اينجا نمىتوانيد حالت سابقه عدميه به انتفاء موضوع را استصحاب كنيد».