اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠٩ - ١- نظريه مرحوم آخوند
جميع الاجزاء همان ذى المقدّمه است. تعبير به «جميع الأجزاء» و «الأجزاء بشرط الاجتماع» فرقى ندارد پس مقصود از كلمه «الأسر» عبارت از عام استغراقى است نه عام مجموعى. «الأجزاء بالأسر» يعنى يكايك اجزاء اتصاف به مقدّميت دارد و با تعدّد اجزاء، مقدّمه داخليه هم تعدّد پيدا مىكند. در نتيجه تقسيم مقدّمه به داخليه و خارجيه تقسيم صحيحى است.
جهت دوّم: آيا هر دو قسم مقدّمه، داخل در محلّ نزاع است؟
در اينجا چند نظريه وجود دارد:
١- نظريه مرحوم آخوند
مرحوم آخوند مىفرمايد: اگرچه ما مقدّميت مقدّمات داخليه را ثابت كرديم ولى مقدّمات داخليه نمىتوانند در نزاع در باب مقدّمه واجب داخل شوند. ايشان مىفرمايد: درست است كه مىتوان از اجزاء به مقدّمات داخليه تعبير كرد ولى اجزاء- درحقيقت- مأمور به به همان امرى هستند كه به مجموع تعلّق گرفته است.
(أقيموا الصّلاة) مكلّف را نسبت به همين اجزاء ترغيب مىكند و معنايى غير از اين ندارد. در نتيجه هريك از اجزاء، مبعوث اليه به بعث در (أقيموا الصّلاة) مىباشند و چون وجوب (أقيموا الصّلاة) وجوب نفسى است بنابراين وجوب ركوع و سجود و ساير اجزاء هم وجوب نفسى است. پس نمىتوان گفت: ركوع، هم مبعوث اليه به امر وجوبى نفسى (أقيموا الصّلاة) است و هم- با توجه به اينكه مقدّميت آن را پذيرفتيم و از باب ملازمه قائل به وجوب مقدّمه شديم- يك وجوب غيرى مقدّمى به آن تعلّق گرفته است، زيرا در اين صورت لازم مىآيد كه عنوان ركوع- مثلًا- هم متعلّق وجوب نفسى و هم متعلّق وجوب غيرى مقدّمى باشد و دو وجوب به ركوع تعلّق گرفته باشد و اين مستلزم اجتماع مثلين است و چون اجتماع مثلين ممتنع است- همانطور كه اجتماع ضدّين امتناع