اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٦٥ - تحقيق در مورد ثواب و عقاب و بررسى كلام مرحوم آخوند
ثواب داريم؟ يا در موالى عرفيه، مولايى كه مالك عبد خود مىباشد [١] و همه مخارج او را تأمين مىكند، اگر به عبد خودش فرمانى داد، چرا در مقابل انجام آن، استحقاق پاداش پيدا كند؟ مولويت مولاى عرفى اقتضا مىكند كه دستور او بايد اطاعت شود، چه رسد به مولويت خداوند متعال. پس اينكه ما خيال كنيم با انجام دو ركعت نماز صبح استحقاق ثواب و پاداش پيدا مىكنيم و همانطور كه طلبكار مىتواند دين خود را از مديون طلب كند، ما هم مىتوانيم از خداوند مطالبه پاداش خود را بنماييم، اينطور نيست. اگر مولايى عرفى در مقابل انجام اوامرش پاداشهايى را جعل نكند كسى نمىتواند او را سرزنش كند، حال خداوندى كه اين همه نعمت را در اختيار انسان قرار داده كه انسان حتى نمىتواند حقيقت گوشهاى از آنها را درك كند- چه رسد به اينكه بخواهد شكر آنها را ادا كند- اگر در شبانهروز يك تكليف نيمساعتى هم براى انسان قرار داد، چگونه ما مىتوانيم پس از انجام آن عمل خود را مستحق ثواب دانسته و از او درخواست پاداش بنماييم؟ واقعيت اين است كه در مورد واجبات نفسيه، يك چنين استحقاق ثوابى وجود ندارد. خلاصه اينكه مسأله اطاعت و عصيان و آثارى كه بر آنها مترتّب است، مربوط به عقل است و عقل هم اين مسئله را نه تنها در مورد خداوند بلكه نسبت به جميع موالى عرفيه مطرح مىكند. در مورد موالى عرفيه ما مىبينيم كه نفس دستور مولا موجب استحقاق ثواب نيست در مورد خداوند هم همينطور است. البته فرقهايى بين مولويت موالى عرفيه با مولويت خداوند وجود دارد. از جمله اينكه مولويت و مالكيتهاى عرفى از امور اعتبارى است. اصلًا خود حرّيت و رقّيت و ملكيت از امور اعتبارى هستند، ولى مالكيت خداوند، بهصورت حقيقى است. آنجا عنوان خالقيت مطرح است. وقتى ما مىگوييم: «إنّا للَّه» غير از اين است كه بگوييم: «زيد ملك لمولاه» يا «هذه الدار لزيد».
درست است كه در همه اينها كلمه «لام» بهكاررفتهاست، ولى مالكيت در مورد
[١]- هرچند نحوه مالكيت مولا با نحوه مالكيت خداوند قابل مقايسه نيست.