اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٧٧ - تحقيق در ارتباط با واجب معلّق
عقلاء وقتى ديدند مولا با شرايط خودش دستورى الزامى را صادر كرد، مىگويند: «عبد بايد در مقابل اين دستور پاسخگو باشد و امر مولا را اطاعت كند». اينطور نيست كه در خارج، قوّه قاهرهاى عبد را بهسوى مأمور به بكشاند. اين را نبايد با كسر تكوينى و بعث تكوينى مقايسه كرد. مسأله بعث و انبعاث اعتبارى را حتّى در مورد واجب منجّز هم نمىتوان با كسر و انكسار تكوينى مقايسه كرد. چنين چيزى معنايش اين مىشود كه احدى از مكلّفين قدرت بر مخالفت مولا را ندارد، چون لازمه مخالفت مكلّف، عدم تحقّق انبعاث از ناحيه اوست در اين صورت آيا بعثْ تحقّق دارد يا نه؟ ما نمىتوانيم وجود تكليف را نسبت به عصاة انكار كنيم. حتّى نسبت به كفّار هم- بنا بر مشهور- تكليف نسبت به فروع وجود دارد و در روز قيامت، نسبت به ترك نماز و روزه و ساير واجبات عقاب مىشوند. بنابراين، بعثْ تحقّق دارد، پس انبعاث كجاست؟ شما كه مىگوييد: «تفكيك، امكان ندارد» چگونه در اينجا تفكيك حاصل شده است؟ جهتش اين است كه بعث اعتبارى را نبايد با بعث تكوينى مقايسه كرد. در بعث تكوينى، انبعاث از بعث تفكيك نمىشود ولى در بعث اعتبارى گاهى انبعاث حاصل مىشود و گاهى حاصل نمىشود. بنابراين در اينجا نمىتوان مسأله عدم تفكيك انبعاث از بعث را پياده كرد. علاوه بر اين، در آنجايى هم كه موافقت مىشود و مثلًا مولا به عبدش مىگويد:
«ادخل السوق و اشتر اللّحم»، عبد فوراً دستور مولا را عمل مىكند، آنچه مؤثّر در انبعاث است، نفس بعث نيست بلكه مسأله مهمترى مطرح است كه سبب شده تا عبد دستور مولا را موافقت كند. امام خمينى رحمه الله در مواضع متعدّدى- خصوصاً در ارتباط با كلام مرحوم نائينى- اين مسئله را مطرح كردهاند كه آنچه سبب شده است تا عبد دستور مولا را موافقت كند اين است كه عبد با خود حساب مىكند كه اگر تكليف مولا را انجام ندهد، عقاب مىشود و اگر انجام بدهد چهبسا مورد تشويق قرار خواهد گرفت. اين مطلب همان چيزى است كه ما در ارتباط با غايت عبادت مطرح مىكنيم كه عبادات ما يا «طمعاً في الثواب» است و يا «خوفاً من العقاب» و اگر ثواب و عقابى در كار نبود، كسى جز اولياء خدا اقدام به انجام عبادات نمىكرد، زيرا انجام دادن يا انجام ندادن عبادات