اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٧ - ٣- عنوان اجزاء
نماز با تيمّم و نماز با وضوى استصحابى نيز نسبت به امر خودشان بههمينصورتند يعنى اگر كسى نماز با تيمّم خواند، ديگر لازم نيست دوباره نماز خود را با تيمّم بخواند، و اگر كسى نماز با وضوى استصحابى خواند، ديگر لازم نيست دوباره نماز خود را با وضوى استصحابى بخواند. امّا در بخش دوّم وقتى مىگوييم: «نماز با تيمّم مجزى است» آيا تعبّد به چه چيز ساقط مىشود؟ تعبّد به همين نماز با تيمّم يا تعبّد به نماز با وضو؟ روشن است كه در اينجا مىخواهيم بگوييم: «تعبّد به نماز با وضو ساقط مىشود»، گويا در اينجا كه ما مىگوييم: «نماز با تيمّم، مجزى از نماز با وضو است» و اجزاء را هم بهمعناى «اسقاط التعبّد به ثانياً» مىدانيم بايد در ضمير «به» قائل به استخدام شويم، چون ما خود آن نماز را تكرار نمىكنيم، بحث اين است كه نماز تكرار شود ولى در تكرارش- بهجاى تيمّم- وضو مطرح باشد. در نماز با طهارت استصحابى هم وقتى إجزاء را مطرح مىكنيم و آن را به «إسقاط التعبّد به ثانياً» معنا مىكنيم، نمىخواهيم بگوييم: «نماز با وضوى استصحابى، تكرارش لازم نيست» بلكه مىخواهيم بگوييم: «نماز با طهارت استصحابى، ما را از نماز با طهارت واقعى بىنياز مىكند» لذا ضمير در «به» به نماز با طهارت واقعى برمىگردد. و اين نوعى از استخدام است. نكته دوّم: تعبير «التعبّد به ثانياً»، اعم از اداء و قضاء است. معناى اين تعبير اين است كه تكرارش لازم نيست. خواه اين تكرار، در وقت و بهعنوان اعاده باشد يا خارج از وقت و بهعنوان قضاء باشد. دو احتمال در مورد تعبير دوّم: در تعبير دوّم كه إجزاء را بهمعناى «إسقاط القضاء» مىداند، دو احتمال در مورد كلمه قضاء وجود دارد: احتمال اوّل: قضاء در مقابل اداء باشد، يعنى فعل خارج از وقت. در اين صورت، اگر ما اجزاء را بهمعناى «اسقاط قضاء» بدانيم لازمهاش اين است كه در مبحث إجزاء فقط از قضاء بحث شده و از اعاده سخنى به ميان نيامده باشد. جايى كه كسى در اوّل وقت نماز با تيمّم بخواند ولى در وقت، دسترسى به آب پيدا كند، مسأله إجزاء و عدم إجزاء