اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٦ - ٣- عنوان اجزاء
اعاده و قضاء است [١]. شاهد ديگر اين است كه ما در تعبيرات عرفى خودمان كلمه «كفايت» را در مواردى به كار مىبريم كه «ما يُكفى عنه» آن مختلف است، مثلًا گاهى مىگوييم: «يك ليوان آب، براى رفع تشنگى كافى است»، «يك استكان چاى، براى رفع خستگى كافى است»، «يك بشقاب غذا براى رفع گرسنگى كافى است». كلمه «إجزاء» هم بههمينصورت است. يعنى معناى آن در همه موارد يكسان است ولى «ما يُجزى عنه» آن فرق مىكند. امّا اگر انسان بخواهد بر ظاهر كلمات فقهاء و اصوليّين جمود پيدا كند، در ابتداى امر بهنظر مىرسد كه در مورد كلمه «إجزاء» اصطلاح خاصّى وجود دارد. در كلمات فقهاء و اصوليّين با دو تعبير- در مورد «إجزاء»- برخورد مىكنيم: بعضى إجزاء را بهمعناى «اسقاط التعبّد به ثانياً» دانستهاند و گفتهاند: اينكه مىگوييم: «اتيان به مأمور به مجزى است»، بهمعناى اين است كه «اتيان به مأمور به، اسقاط مىكند اتيان به اين مأمور به براى نوبت دوّم را». و بعضى إجزاء را بهمعناى «إسقاط القضاء» دانستهاند. دو نكته در مورد تعبير اوّل: در تعبيرى كه اجزاء را بهمعناى «اسقاط التعبّد به ثانياً» مىداند بايد دو نكته را ملاحظه كرد: نكته اوّل: با توجه به اين كه ما در مبحث اجزاء در دو بخش بحث مىكرديم، در يك بخش آن پيرامون مسألهاى عقلى و در بخش ديگر پيرامون مسأله لفظى و دلالت الفاظ بحث مىكرديم، در اينجا بايد تعبيرى را كه إجزاء را بهمعناى «إسقاط التعبّد به ثانياً» مىداند در هر دو بخش مورد بررسى قرار دهيم. در بخش اوّل بايد بگوييم: «الإتيان بالمأمور به بالأمر الواقعي الأوّلي يسقط التعبّد به ثانياً» يعنى اگر كسى نماز با وضو خواند، ديگر لازم نيست همين نماز را تكرار كند.
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ١٢٥ و ١٢٦.