اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٠ - مقدّمه چهارم آيا مسأله اجزاء، مسأله مستقلّى است؟
مقدّمه چهارم: آيا مسأله اجزاء، مسأله مستقلّى است؟
مرحوم آخوند در اين مقدّمه دو مطلب را مورد بحث قرار داده است: مطلب اوّل: آيا چه ارتباطى بين مسأله إجزاء با مسأله مرّه و تكرار وجود دارد؟ آيا إجزاء همان مرّه و تكرار است، [١] يا اينكه فرع بر مرّه و تكرار است، يا اينكه بين اين دو مسئله، فرق وجود دارد؟ روشن است كه در دو صورت اوّل، مناسبت ندارد كه مسأله اجزاء را بهصورت مسألهاى مستقل مطرح كنيم، زيرا ما قبلًا گفتيم: دو مسئله درصورتى استقلال دارند كه هركس وارد هريك از اين دو مسئله شد، ازنظر اختيار اقوال آزاد باشد.
امّا درصورتىكه اختيار يك قول در يك مسئله، لازم داشته باشد كه در مسأله ديگر قول مشخصى را اختيار كند، معنايش اين است كه بين اين دو مسئله ارتباط وجود دارد و يكى بهعنوان اصل و ديگرى بهعنوان فرع است و اين با استقلال نمىسازد.
درحالىكه در كلمات اصوليّين، اينها بهصورت دو مسئله مطرح شدهاند. مطلب دوّم: آيا مسأله اجزاء، همان مسأله «تبعيّت قضاء از اداء» است؟ توضيح: يكى از مسائل مورد بحث بين اصوليّين اين است كه آيا قضاء تابع اداء است؟ يعنى آيا همين (أقم الصّلاةَ لِدلوك الشّمسِ ...) [٢] كه نماز را بهصورت اداء واجب مىكند، مىگويد: «اگر نماز در وقت خود انجام نشد، بايد در خارج وقت بهصورت قضاء انجام شود»؟ و بهعبارت ديگر: معناى تبعيّت قضاء از اداء اين است كه همان دليلى كه دلالت بر اداء مىكند، دلالت بر قضاء هم مىكند. قائل به تبعيّت، اين حرف را
[١]- به اين صورت كه مراد از مرّه همان إجزاء و مراد از تكرار، عدم إجزاء باشد. اگر چنين باشد، اين دو مسئله اتّحاد پيدا مىكنند.
[٢]- الإسراء: ٧٨