اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٩٦ - عدم ورود اشكال بر راه چهارم
در پاسخ مىگوييم: در اينجا نكتهاى مطرح است كه در موارد مشابه آن نيز وجود دارد و آن اين است كه روايات و فتواى فقهاء بر اين است كه عبادت ريائى باطل است. حال وقتى كسى به نماز مىايستد و نماز ريائى مىخواند شما كه مىگوييد: «اين نماز او باطل است» آيا عباديت اين نماز او را چگونه درست مىكنيد؟ آيا اين شخص نماز را رياءً مىخواند يا صورت نماز را رياءً مىخواند ولى در باطن نماز نمىخواند؟ اگر فقط صورت نماز است، ديگر علت بطلان آن، مسأله رياء نخواهد بود بلكه علت آن اين است كه چنين شخصى نماز را نخوانده است. صورت نماز كه نماز نيست. ولى شما در باب رياء اين مطلب را نمىگوييد بلكه مىگوييد: «صلّى رياءً». در اين كلمه «صلّى» مسامحه و تجوّزى به كار نرفته است بلكه او صلاة را حقيقتاً انجام داده ولى چون ريائى بوده حكم به بطلان آن مىشود. ما نحن فيه هم همينطور است. اگر كسى گفت: «من غسلتان و مسحتان را براى صلاة انجام مىدهم» اگرچه صلاة متوقّف بر «غسلتان و مسحتان توأم با قصد قربت» است امّا اين معنايش اين نيست كه غسلتان و مسحتان همراه با قصد قربت است. همانطور كه توقّف داشتن صلاة بر قصد قربت، معنايش اين نيست كه كسى كه نماز بهجا مىآورد حتماً قصد قربت هم دارد بلكه چهبسا ممكن است نماز را ريائى انجام دهد. بهعبارت ديگر: اگر مكلّف وضوى با قصد قربت را به داعى امر غيرى انجام داد، مانعى ندارد، زيرا عباديت را امر غيرى درست نكرده بلكه عباديت در رتبه متقدّم بر امر غيرى درست شده است. امّا اگر وضو را بدون قصد قربت و به داعى امر غيرى انجام دهد، چنين چيزى نمىتواند عباديت را براى وضو درست كند و ما دليلى بر اكتفاء به امر غيرى در اين صورت نداريم. ما از اينجا نتيجه مىگيريم كه صرف اينكه وضو عبادت و مقدّمه براى صلاة است، همين فرق بين وضو و تطهير ثوب را درست مىكند امّا در مقام عمل بايد قصد قربت همراه اين وضو باشد و مجرّد اينكه بگويد: «وضو را براى صلاة انجام مىدهم» آن را عبادت نمىكند.