اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥١٢ - ٢- نظريه صاحب معالم رحمه الله
پشتبام» را داشته باشد، «نصب نردبان» بر او واجب مىشود امّا اگر اراده «بودن بر پشتبام» را ندارد، «نصب نردبان» براى او- حتى به وجوب غيرى- وجوب پيدا نمىكند. [١]: اوّلًا: اگرچه اين مطلب به صاحب معالم رحمه الله نسبت داده شده است ولى عبارتى كه مرحوم آخوند از ايشان نقل كرده است موافق با مطلب فوق نيست بيان مطلب: آنچه به صاحب معالم رحمه الله نسبت داده شده، مسأله اشتراط است و اشتراط بهمعناى تعليق است. قضيه شرطيه قضيهاى است كه جزاء آن معلّق بر شرط است و بين شرط و جزاء، ارتباط علت و معلول در كار است. اگر شرط حاصل شود جزاء هم حاصل مىشود.
لذا كسانى كه در باب قضيه شرطيه قائل به مفهوم شدهاند بايد علاوه بر اثبات عليت شرط براى جزاء، عليت منحصره آن را هم ثابت كنند. روشن است كه اگر صاحب معالم رحمه الله بخواهد مسأله اشتراط را مطرح كند بايد يك چنين قضيه شرطيهاى در كار باشد كه «اگر اراده كردى ذى المقدّمه را، مقدّمه براى تو واجب مىشود» يعنى اراده ذى المقدّمه، عليت دارد براى وجوب مقدّمه. درحالىكه عبارت صاحب معالم رحمه الله بر چنين معنايى دلالت نمىكند. در عبارت ايشان كلمه اشتراط و تعليق و شرطيت و ... مطرح نيست بلكه ايشان مىگويد: «دليل وجوب مقدّمه دلالت بر وجوب مقدّمه مىكند درحالىكه مكلّف اراده تحقّق ذى المقدّمه را دارد». بديهى است كه بين كلمه «حال» و كلمه «اشتراط»، همان فرقى است كه بين قضيه حينيه [٢] و قضيه شرطيه وجود دارد. در قضيه شرطيه، تعليق وجود دارد، عليت و معلوليت در كار است. امّا قضيه حينيه اينگونه نيست و كسى نيامده براى آن مفهوم قائل شود. قضيه حينيه با كلمه «حين» و «حال» و امثال آن و قضيه شرطيه
[١]- معالم الدين، ص ٧١
[٢]- مثل اينكه گفته شود: «أكرم زيداً حينما جاءك» يا «أكرم زيداً حال ما جاءك».