اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٧٨ - راه حلّ دوم
راه حلّ دوم:
مرحوم نائينى نيز از همان راه مرحوم عراقى وارد شدهاند و معتقدند: اگر امرى به يك مركّب ذات الاجزاء متعلّق شود، بر اجزاء آن مركّبْ انبساط پيدا كرده و هر جزئى از مأمور به، متعلّق بعض امر واقع مىشود. [١] ولى تفاوت كلام مرحوم نائينى با كلام ديگران اين است كه ساير كسانى كه انبساط را پذيرفتهاند، انبساط را فقط در محدوده اجزاء مأمور به دانسته و شرايط را خارج از اين محدوده مىدانند. آنان مىگويند:
«ماهيت مأمور به را همين اجزاء تشكيل مىدهند و شرايط، دخالتى در ماهيت مأمور به ندارند». امّا مرحوم نائينى مىگويد: «امر همانطور كه بر اجزاء انبساط پيدا مىكند بر شرايط هم انبساط پيدا مىكند. چه فرق است بين ركوعى كه جزئيت براى صلاة دارد و وضويى كه شرطيت براى صلاة دارد؟ همانطور كه صلاة، بدون ركوع نمىتواند تحقّق پيدا كند، بدون وضو هم نمىتواند تحقّق پيدا كند. در نتيجه (أقيموا الصّلاة) همان حسابى را كه براى اجزاء باز مىكند، براى شرايط هم باز مىكند و همانطور كه بعض همين امر (أقيموا الصّلاة) به ركوع تعلّق مىگيرد و عباديت ركوع را درست مىكند، بعض همين امر هم به وضو تعلّق گرفته و عباديت وضو را درست مىكند. خلاصه كلام مرحوم نائينى اين است كه ما عباديت طهارات سهگانه را نه از طريق امر غيرى وجوبى درست مىكنيم و نه از طريق امر نفسى استحبابى بلكه راه سوّمى در اينجا مطرح مىكنيم، و آن امر نفسى وجوبى متعلّق به اصل عبادت است. يعنى از راه (أقيموا الصّلاة) و امثال آن عباديت وضو را درست مىكنيم. [٢]: كلام مرحوم نائينى از چند جهت مورد مناقشه است:
[١]- البته اين مسئله، يك مسأله مسلّمى نيست و بايد در جاى خودش بحث شود. كه آيا اگر مأمور به داراى اجزاء بود، امر هم صاحب اجزاء مىشود يا نه؟
[٢]- فوائد الاصول، ج ١، ص ٢٢٨ و أجود التقريرات، ج ١، ص ١٧٥