اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٣٠ - بحث دوّم اجزاء در مورد اصول عمليّه
٢- كلّ شيء نظيف حتّى تعلم أنّه قذر. [١] ٣- الماء كلّه طاهر حتّى يعلم أنّه قذر. [٢] در ارتباط با مفاد اين عبارات، يك معنايى را مشهور استفاده كردهاند و يك معنايى را مرحوم آخوند در باب استصحاب مطرح كرده است كه ارتباطى به قاعده طهارت پيدا نمىكند بلكه بهنظر ايشان از «غايتِ ذكر شده در روايات»، استصحاب طهارت استفاده مىشود. مرحوم آخوند مىفرمايد: در روايت «كلّ شيء طاهر حتّى تعلم أنّه قذر»، مقصود از مغيّا- يعنى طاهر- طهارت واقعيه است. «كلّ شيء طاهر» يعنى هر چيزى بهحسب عنوان اوّليه خودش و به حسب ذاتش، داراى طهارت واقعيّه است. البته مانعى ندارد كه اين دليل عام نسبت به اعيان نجسه تخصيص خورده باشد. سپس در مورد غايت مىفرمايد: غايات با يكديگر فرق دارند. اگر غايت را مسألهاى غير از علم- كه حالت مكلّف است- قرار دهند، مثلًا بگويند: «كلّ شىء طاهر حتى يلاقي مع النجاسة»، اين غايت هم در ارتباط با حكم واقعى مىشود. در عبارت «كلّ شيء طاهر حتّى يلاقي مع النجاسة» هم غايت و هم مغيّا، حكم واقعى است، هم طهارت، طهارت واقعى و هم نجاست، نجاست واقعى است. اما در اين روايت كه «علم» بهعنوان غايت قرار داده شده، معناى عبارت اين مىشود كه:
طهارت واقعيه در «كلّ شيء طاهر»، استمرار پيدا مىكند- البته نه به استمرار واقعى بلكه به استمرار ظاهرى- تا اينكه علم به نجاست آن شىء تحقق پيدا كند. استمرار ظاهرى همان چيزى است كه از آن به استصحاب تعبير مىشود. «إبقاء ما كان» به اين معنا است كه واقعيتى كه قبلًا وجود داشته استمرار پيدا مىكند تا اينكه يك يقين به خلاف بيايد، لذا در ساير ادلّه استصحاب هم مىفرمايد: «لا تنقض اليقين أبداً بالشك
[١]- وسائل الشيعة، ج ٢، (باب ٣٧ من أبواب النجاسات، ح ٤).
[٢]- وسائل الشيعة، ج ١، (باب ١ من أبواب الماء المطلق، ح ٥).