اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٥٠ - ٢- اجزاء در مورد اصالة الحلّية
مأكول و مشروب ربطى به باب اجزاء ندارد و علت اينكه ما بر مسأله «صلّ مع الطهارة» تكيه مىكنيم ارتباط آن با مسأله اجزاء است نه اينكه بخواهيم حكومت قاعده طهارت را منحصر به «صلّ مع الطهارة» بدانيم. نتيجه بحث اجزاء در ارتباط با قاعده طهارت از آنچه گذشت معلوم گرديد كه قاعده طهارت، بر دليلى مثل «صلّ مع الطهارة» حكومت دارد. يعنى اگر كسى در طهارت و نجاست لباس خود ترديد داشته و با استناد به قاعده طهارت در آن لباس نماز بخواند و بعد از مدّتها معلوم شود كه لباس او در هنگام نماز نجس بوده، نماز او صحيح است و اعاده و يا قضا لازم ندارد. پس در مورد قاعده طهارت، قول به اجزاء صحيح است.
٢- اجزاء در مورد اصالة الحلّية
مطالبى كه در ارتباط با قاعده طهارت گفتيم، در مورد قاعده حلّيت نيز مطرح مىشود، زيرا تعبير «كلّ شيء هو لك حلال حتّى تعلم أنّه حرام» [١] با تعبيرى كه در مورد قاعده طهارت وارد شده يكسان است. البته اين بنا بر تفسيرى است كه مشهور نسبت به قاعده طهارت و قاعده حليت مطرح مىكنند. ولى مرحوم آخوند در اينگونه تعبيرات مغيّا را مشتمل بر بيان حكم واقعى مىداند و غايت را- كه علم در آن مأخوذ است- در ارتباط با استصحاب مىبيند. مشهور مىگويند: مراد از روايت اين است: «كلّ شيء شكّ في حلّيته و حرمته فهو لك حلال ظاهراً»، غايت «حتّى تعلم» بهعنوان قيد موضوع است و خصوصيت موضوع را بيان مىكند. حال ما وقتى مثلًا دليل «لا تصلّ في أجزاء ما لا يؤكل لحمه» را ملاحظه
[١]- وسائل الشيعة، ج ١٢، ص ٦٠، (باب ٤ من أبواب ما يكتسب به، ح ٥).