اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٥٢ - چه فايده اى بر تقسيم واجب به معلّق و منجّز وجود دارد؟
نسبت به احكام و اصول عقايد، براى مكلّف فعليت دارد و تحقّق آن متوقّف بر امر غير مقدور نيست، زيرا مكلّف مىتواند در مقام تحقّق معرفت برآيد و آن را در خارج ايجاد كند. واجب معلّق: واجبى است كه وجوبش گريبانگير مكلّف شده و فعليت دارد ولى حصول آن متوقّف بر امر غير مقدور- كه الآن در اختيار مكلّف نيست و تحقّق آن نياز به زمان دارد- مىباشد، مثلًا در مسأله حج، وقتى انسان مستطيع شد و يا- بنا بر احتمال ديگر- كاروان همسفران حج به حركت درآمد، وجوب حج براى انسان فعليت پيدا مىكند، امّا تحقّق خود حج- كه واجب و مأمور به است- توقّف بر زمان خاصى دارد كه آن زمان خاص چند روزى از ذىحجّه است. [١]
فرق بين واجب معلّق و واجب مشروط:
صاحب فصول رحمه الله مىفرمايد: واجب مشروط، قبل از تحقّق شرط، وجوبى ندارد ولى واجب معلّق، قبل از تحقّق معلّق عليه، وجوب دارد امّا واجب، متوقّف بر معلّق عليه است. هر دو عنوان در مورد حج پياده مىشود. حج اگر نسبت به استطاعت يا خروج كاروان ملاحظه شود، واجب مشروط است يعنى تا زمانى كه استطاعت يا خروج كاروان تحقّق پيدا نكند وجوبى در كار نيست امّا همين حج را اگر نسبت به وقت و زمان خاصش ملاحظه كنيم، واجب معلّق خواهد بود. [٢] قبل از ورود به بحثِ امكان و عدم امكان واجب معلّق بايد به بررسى فايده اين تقسيم بپردازيم:
چه فايدهاى بر تقسيم واجب به معلّق و منجّز وجود دارد؟
تقسيماتى كه ما براى واجب مطرح مىكنيم بهلحاظ نقشى است كه اين تقسيمات در بحث مقدّمه واجب ايفا مىكنند، مثلًا در بحث واجب مطلق و مشروط مىخواهيم
[١]- الفصول الغروية في الاصول الفقهيّة، ص ٧٩ و ٨٠
[٢]- همان.