اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٣١ - بحث دوّم اجزاء در مورد اصول عمليّه
و إنما تنقضه بيقين آخر». در نتيجه مرحوم آخوند مغيّا در «كلّ شيء طاهر حتّى تعلم أنّه قذر» را طهارت واقعيه مىداند و ازنظر غايت هم آن را مربوط به استصحاب مىداند، لذا اين روايت را بهعنوان يكى از ادلّه استصحاب قرار داده است. [١] و روايت، براساس اين مبنا ديگر ارتباطى به قاعده طهارت ندارد. سؤال: وقتى مرحوم آخوند روايت را اينگونه معنا مىكند، پس قاعده طهارت را از كجا استفاده مىكند؟ جواب: شايد مرحوم آخوند در اينجا دليل ديگرى- مثل اجماع و امثال آن- براى اثبات قاعده طهارت داشته باشد و يا قاعده طهارت را انكار كند، و الّا- بنا بر مبناى مرحوم آخوند- دليل لفظى ديگر بر قاعده طهارت نداريم. شايد در موارد جزئيه، دليل بر قاعده طهارت باشد و ايشان الغاء خصوصيت كرده و دليل را تعميم مىدهد. [٢] ولى اينكه آيا در مورد معناى روايت، حق با مرحوم آخوند است يا با مشهور، بايد در ادلّه استصحاب مورد بحث قرار گيرد. و آنچه ما فعلًا در مورد اين روايت دنبال مىكنيم مطابق با مبناى مشهور است. مشهور مىگويند: [٣] مواردى كه «علم» را بهعنوان غايت مطرح كرده است به منزله بيان موضوع است و خصوصيت موضوع را بيان مىكند. بهعبارت ديگر: ما از اين «حتى تعلم» استفاده مىكنيم كه آن «شىء» كه در «كلّ شيء طاهر» بهعنوان موضوع براى حكم به طهارت واقع شده است، «شىء» بهعنوان اوّليش نيست بلكه «شىء» بهعنوان اينكه مشكوك الطهارة و النجاسة است مىباشد. گويا دنبال شىء
[١]- كفاية الاصول، ج ٢، ص ٢٩٨- ٣٠٠
[٢]- لا يخفى أنّ المحقق الخراساني رحمه الله في حاشية الفرائد (ص ١٨٦- ١٨٨) قال بإمكان استفادة الحكم الواقعي و القاعدة و الاستصحاب معاً من الرواية بل ادّعى ظهور الرواية فيها. و صرّح بذلك المحقق النائيني رحمه الله حيث قال: «... و منهم من قال بدلالة الصدر على الحكم الواقعي و القاعدة معاً و دلالة الغاية على حجية استصحاب الطهارة، و هو الذي اختاره المحقق الخراساني رحمه الله». فوائد الاصول، ج ٤، ص ٣٦٧
[٣]- رجوع شود به: كفاية الاصول، ج ١، ص ١٣٣ و ج ٢، ص ٢٩٨