اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٧٤ - بررسى كلام مرحوم آخوند
و به علاقه او نسبت به فرزندش واقف است، بر عبد لازم است كه فرزند مولا را از غرق شدن نجات دهد. پس ما نمىتوانيم اين فرض را دليل بر بقاء امر گرفته و مسأله تبديل امتثال را از آن استفاده كنيم و بگوييم: «آنجايى هم كه آب را در اختيار مولا قرار داده، تا وقتى مولا آب را استفاده نكرده، امر باقى است- اگرچه آبها سالم است و بر زمين نريخته است- و عبد مىتواند ظرف آب ديگرى آورده و بهجاى ظرف اوّل قرار دهد». اين معنا بهنظر ما معقول نيست. اگر هدف مولا رفع عطش است، اين ارتباطى به عبد ندارد، ارتباطى به امر ندارد. مولا كه به عبد نگفته است: «عطش مرا برطرف كن»، نگفته است: «آب را در گلوى من بريز»، او گفته: «براى من ظرفى آب بياور»، يعنى مىخواهم دسترسى به آب پيدا كنم. و اين تمكّن، با آوردن اوّلين ظرف آب حاصل شده است و مأمور به، كمبودى ندارد و براى مولا حالت انتظارى وجود ندارد. بنابراين استفادهاى كه مرحوم آخوند از اين مثال كردند صحيح نيست و علت اينكه در اين مورد عبد بايد دوباره آب را در اختيار مولا قرار دهد، باقى بودن امر اوّل مولا نيست بلكه علم به بقاء غرض نهايى مولاست. در نتيجه ما نه «امتثال بعد از امتثال» را مىتوانيم بپذيريم و نه «تبديل امتثال به امتثال ديگر» را- به هر دو صورتش، يعنى قرار دادن امتثال دوّم بهجاى امتثال اوّل و يا قرار دادن مجموع بهصورت امتثال واحد-. آنچه در اينجا باقى مىماند دو مورد است كه در شرع وارد شده و مرحوم آخوند يك مورد آن را ذكر كرده است و ظاهر اين دو مورد با نظريه مرحوم آخوند تطبيق مىكند. يعنى مرحوم آخوند مىخواهد بگويد: اين مطلبى كه ما گفتيم: «عقل برآن دلالت مىكند»، در شرع هم مورد تأييد قرار گرفته است. مورد اوّل: اگر كسى نماز يوميهاش را بهصورت فرادى خوانده باشد سپس در ارتباط با همان نماز، جماعتى تشكيل شود، روايات و فتاوى دلالت بر استحباب اعاده آن نماز به همراه جماعت مىنمايند. حتى اكثر فقهاء مىگويند: فرقى نمىكند كه آن