اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤١٩ - تعريف اوّل مرحوم آخوند
مثل اينكه داعى و محرّك مولا بر ايجاب دخول سوق، مقدّميت داشتن آن براى اشتراء لحم باشد كه از نظر مولا امر لازمى است. اين قسم از اقسام واجب را واجب غيرى مىناميم. امّا گاهى داعى مولا بر ايجاب شىء، مقدّميت آن براى حصول واجب ديگر نيست. اين قسم از واجب، واجب نفسى ناميده مىشود و بر دو نوع است: ١- گاهى خود اين واجب داراى محبوبيت ذاتى است، مثلًا ايجابى كه به «معرفت خداوند متعال» تعلّق گرفته است به جهت مقدّميت آن براى چيز ديگر نيست بلكه خود «معرفت خداوند متعال» محبوبيتى ذاتى دارد كه بالاتر از آن محبوبيتى وجود ندارد. آيه شريفه (وَ ما خلقتُ الجنَّ و الإنسَ إلّا لِيَعْبُدونِ) [١] ناظر به همين معناست و ائمه عليهم السلام (لِيَعبُدونِ) را به «لِيَعْرِفُونِ» تفسير كردهاند. بنابراين «معرفت خداوند متعال» بهعنوان غايت و هدف خلقت و فوق كمالات است و اينگونه نيست كه مقدّميت براى عمل بالاترى- كه داراى محبوبيت بيشترى است- داشته باشد. اين قسم از واجب نفسى منحصر به «معرفت خداوند متعال» است. ٢- واجباتى كه ايجاب آنها به جهت آثارى است كه بر آنها ترتّب پيدا مىكند، مثل صلاة كه ايجابش به جهت اين است كه (إنّ الصّلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر) [٢] و «الصلاة قربان كلّ تقيّ» [٣] و «الصّلاة معراج المؤمن» [٤] و «الصّلاة خير موضوع ...» [٥] و .... تمامى اقسام واجبات نفسى- به جز معرفت خداوند متعال- از اين قسم مىباشند.
[١]- الذاريات: ٥٦، كسره در (لِيَعبُدونِ) علامت ياء متكلم است.
[٢]- العنكبوت: ٤٥.
[٣]- وسائل الشيعة، ج ٣ (باب ١٢ من أبواب النوافل)
[٤]- اعتقادات مجلسى، ص ٢٩.
[٥]- مستدرك الوسائل، ج ٣، ص ٤٣ و ٤٧.