اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٦٨ - تحقيق در مورد ثواب و عقاب و بررسى كلام مرحوم آخوند
نردبان» است، براى مكلّف يكى از اين دو حالت پيش مىآيد: ١- مكلّف تحت تأثير داعويت و تحريك امر مولا واقع مىشود و مىخواهد امر مولا را موافقت كند. ٢- مكلّف تحت تأثير امر مولا قرار نگرفته و در مقابل آن مقاومت مىكند. در صورت اوّل، چارهاى جز «نصب نردبان» ندارد و وجوب غيرى «نصب نردبان» و عدم وجوب غيرى آن فرقى نخواهد داشت بلكه لابدّيت عقليه كفايت مىكند. اين معنايش اين است كه وجوب غيرى در اينجا هيچگونه داعويتى ندارد و بهعبارت ديگر:
وجود آن با عدمش يكسان است. و چيزى كه از نظر عمل خارجى وجودش با عدمش يكسان باشد. چگونه مىشود بر موافقتش استحقاق ثواب مترتّب شود؟ بهخلاف ذى المقدّمه، كه وجود امر به «بودن بر پشتبام» عبد را تحت تأثير قرار داده و به خاطر حالت انقيادى كه در او هست در مقام اطاعت مولا برآمده است و اگر امر مولا نبود «بودن بر پشتبام» توسط عبد تحقّق پيدا نمىكرد. در نتيجه ما در صورت اوّل، ملاحظه مىكنيم كه وجوب غيرى مقدّمه و عدم وجوب غيرى آن هيچگونه اثر عملى ندارد. امّا در صورت دوّم كه عبد اصلًا نمىخواهد تكليف و امر نفسى مولا را امتثال كند، اينجا هم فرقى نمىكند كه ما قائل به وجوب غيرى مقدّمه باشيم يا قائل نباشيم و چيزى كه وجود و عدمش از نظر تأثير در عمل خارجى يكسان باشد نمىتواند موافقتش موجب استحقاق ثواب باشد. در نتيجه ما همان مطلبى كه مرحوم آخوند مطرح كردند قبول داريم، البته با بيانى ديگر، و آن اين است كه اگر ما در واجبات نفسيه، استحقاق ثواب را قائل شويم، لازمهاش اين نيست كه در واجبات غيريه هم همان را بپذيريم، بلكه بايد بين واجبات نفسيه و غيريه تفكيك قائل شويم. اشكال: اگر فرض كنيم كه يك واجب نفسى- مثلًا- داراى ده مقدّمه است و ما دو مكلّف را درنظر بگيريم كه يكى از آن دو مكلّف با تحمل زحمت و مشقت تمام اين