اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٥٩ - بحث اوّل مسأله ثواب و عقاب در واجب نفسى و غيرى
موافقت و مخالفت واجب غيرى براى انسان قرب و بُعد نمىآورد. [١] ممكن است كسى بگويد: اگر مقدّمه هيچ نقشى در ثواب و عقاب ندارد پس رواياتى كه اين همه ثواب را نسبت به قدمهايى كه در راه حج يا زيارت قبر امام حسين عليه السلام برداشته شود مطرح كردهاند، چگونه توجيه مىشود؟ [٢] درحالىكه ترديدى در مقدّميت آن قدمها وجود ندارد. آيا اين روايات برخلاف حكم عقل است؟ مرحوم آخوند در پاسخ مىفرمايد: در اينجا دو راه حل وجود دارد: راه اوّل: [٣] عقل نمىگويد: «خدا نبايد ثواب بدهد» بلكه مىگويد: «عبد استحقاق ثواب از خداوند ندارد». پس روايات را حمل بر تفضّل كرده و مىگوييم: درست است كه نسبت به واجب غيرى و مستحب غيرى، هيچگونه استحقاق ثوابى در كار نيست ولى خداوند تفضّلًا خواسته است اين پاداشها و ثوابها را به عبد بدهد. راه دوّم: اينكه ما مىگوييم: «عقل، در ارتباط با مقدّمه، استحقاق ثواب و عقاب را مطرح نمىكند» در جايى است كه نفس مقدّمه را- من حيث هي- ملاحظه كنيم. نفس مقدّمه، وجوب غيرى دارد و خواهيم گفت كه واجب غيرى ملازم با توصّليت است و قصد قربت در آن معتبر نيست. امّا اگر داعى بر اتيان مقدّمات، شروع در موافقت يك امر نفسى باشد استحقاق ثواب برآن مترتّب است. مثلًا كسى كه لباسش را براى پاك بودن تطهير مىكند، استحقاق ثواب ندارد. امّا كسى كه لباسش را براى استفاده در نماز تطهير مىكند، استحقاق ثواب دارد. با اينكه انسان به هر داعى و انگيزهاى كه لباسش
[١]- همانطور كه اشاره كرديم، دليل دوّم مرحوم آخوند به همان دليل اوّل برگشت مىكند و در واقع ايشان براى اثبات مدّعاى خود، دليل عقل را مطرح كردهاند، زيرا اين عقل است كه مىگويد: «موافقت و مخالفت واجب غيرى، تأثيرى در قرب و بعد ندارد». پس نتيجه هر دو دليل اين است كه عقل حكم مىكند كه بين واجب نفسى و غيرى فرقى وجود دارد.
[٢]- وسائل الشيعة، ج ٨، ص ٥٤، (باب ٣٢ من أبواب وجوب الحج و شرائطه) و بحارالأنوار، ج ٩٨ ص ٣٦، (باب ٥ من أبواب زيارة الحسين عليه السلام، ح ٤٨).
[٣]- مرحوم آخوند اين راه را بهعنوان راه دوّم مطرح كردهاند.