اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢١٥ - ٢- نظريه حضرت امام خمينى رحمه الله
حمل برآييم، هم «الإنسان حيوان» درست است و هم «الإنسان ناطق» و هم «الإنسان حيوان ناطق». امّا اجزاء خارجيه «بشرط لا» ى از حمل مىباشند يعنى نه «الإنسان مادّة» درست است و نه «الإنسان صورة» بلكه فقط مىتوان گفت: «الإنسان مادّة و صورة». لذا مرحوم آخوند در اينجا دفع توهّمى كرده و مىفرمايد: «بشرط لا» يى كه ما در اجزاء خارجيه مطرح مىكنيم، غير از «بشرط اجتماع» ى است كه در ارتباط با مركّب مطرح است. «بشرط لا» در ارتباط با حمل است امّا «بشرط اجتماع» در ارتباط با مركّب است. پس اگر ما اجزاء خارجيه را بهعنوان «بشرط لا» مطرح كرديم، گفته نشود:
«چگونه بين اينها تركيب حاصل شده است درحالىكه در تركيبْ شرط انضمام دخالت دارد؟» خير، طرف محاسبه اينها دو چيز است، يكى مسأله حمل و ديگرى مسأله اجتماع. [١] دنباله كلام امام خمينى رحمه الله حضرت امام خمينى رحمه الله مىفرمايد: در مركبات حقيقيه، ما اصلًا مقدّميت را نسبت به اجزاء- چه اجزاء تحليلى عقلى و چه اجزاء خارجى- قبول نداريم. ما نمىتوانيم بگوييم: «الجنس مقدّمة للماهية»، «الفصل مقدّمة للماهية»، «المادّة مقدّمة لوجود الإنسان»، «الصورة مقدّمة لوجود الإنسان»، چون در مقدّميت، مغايرتْ معتبر است، اگرچه مغايرت اعتباريه هم باشد. درحالىكه «ماهيتْ» همان «جنس و فصل» است و هيچ مغايرتى بين آنها وجود ندارد. اگر حيوان مقدّمه ماهيت انسان باشد پس ذىالمقدّمهاش چيست؟ تعبير به مقدّمه در اينجا تعبيرى است كه خود عقل هم ابا دارد. در ارتباط با مادّه و صورت هم همينطور است. مادّه، مقدّمه وجود انسان نيست بلكه وجود انسان همان مادّه و صورت است و تعبير به مقدّميت، تعبير صحيحى نيست و عقل آن را نمىپذيرد.
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ١٤٠